اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٦
مقالت چهارم
در علم قياس و آن را انولوطيقاء اول خوانند و آن دو فن است اول در قياس و دوم در لواحق قياس
فن اول در قياس
و آن دو قسم است
قسم اول در تعريف قياس
و اقسامش و بيان قياسات حملى تنها ده فصل است
فصل اول در تعريف قياس
چون از بيان احوال اقوال جازمه- كه مؤلف است از الفاظ مفرده فارغ شديم- و فائده اين صناعت- دانستن كيفيت اكتساب معارف و علوم است- اكنون مىخواهيم كه طريق توصل- از تاليف اقوال معلوم باقوال مجهول روشن كنيم- و اين معنى را قياس خوانند- پس در تعريف قياس گوئيم- قياس قولى باشد مشتمل بر زيادت از يك قول جازم- چنانك از وضع آن قولها بالذات- قولى ديگر جازم معين بر سبيل اضطرار لازم آيد- چنانك گوئيم هر انسانى حيوانست و هر حيوانى جسم- چه اين قول مشتمل بر دو قول جازم است- و از وضع اين قول بالذات بر سبيل اضطرار لازم آيد- كه هر انسانى جسم است- پس قول اول را كه مشتمل بر اين دو قول است- باين اعتبار قياس خوانند- و هر يكى را از اين دو قول- كه قياس بر آن مشتمل است مقدمه خوانند- و قول لازم را نتيجه خوانند- و هر تاليف كه بصدد استلزام قولى بود اگر مستلزم بود- و اگر نبود آن را اقتران خوانند- و آن مؤلف را قرينه خوانند- و در اين تعريف چند دقيقه رعايت كردهاند- كه