اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٠٥
اشتراك مقدمه با مطلوب باكبر بود- مثلا كل ب ا و ديگر مقدمه كل د ب باشد- حكم محذوف با اين مقدمه بايد كرد- كه كل ج د يا مقدماتى كه انتاج اين مقدمه كند- و اگر مقدمه اول كل ا ب بود- با ديگر مقدمه كل د ب بود منتج نبود- چه اين مطلوب جز بيك ضرب از شكل اول حاصل نيايد- و در آن ضرب اوسط- البته بايد كه محمول اصغر و موضوع اكبر بود- و اگر مطلوب سالبه كلى بود مانند لا شىء من ج ا- مقدمه كه با مطلوب اشتراك داشته باشد- هم موجبه تواند بود و هم سالبه- موجبه مشارك اصغر مانند كل ج ب بود- و مشارك اكبر مانند كل ا ب- و نشايد كه كل ب ج يا كل ب ا بود- و ديگر مقدمه اگر هم موجبه بود با كل ج ب كل ب د تواند بود- و محذوف لا شىء من د ا بود يا عكسش- و يا آنچه منتج يكى از اين دو مقدمه بود- و با كل ا ب كل ب د تواند بود- و محذوف لا شىء من ج د يا عكسش- يا آنچه از تاليفش يكى از اين دو لازم آيد- و اگر ديگر مقدمه سالبه بود- با كل ج ب لا شىء من د ب باشد يا عكسش- و محذوف به همه حال جز كل ا د- يا آنچه منتج اين مقدمه بود نشايد- و با كل ا ب لا شىء من د ب بود يا عكسش- و محذوف به همه حال كل ج د- يا آنچه منتج اين مقدمه بود- و اگر مقدمه كه با مطلوب اشتراك داشته باشد سالبه بود- و آن چهارگونه ممكن بود- لا شىء من ب ج و لا شىء من ج ب- و لا شىء من ا ب و لا شىء من ب ا- و با اول و دوم كه اشتراك باصغر بود- ديگر مقدمه جز كل د ب نباشد- و محذوف كل ا د يا آنچه مؤدى باين مقدمه- و يا سوم و چهارم كه اشتراك با اكبر بود- ديگر مقدمه جز كل د ب نتواند بود- و محذوف جز كل ج د يا آنچه مؤدى بود بان- چه انتاج اين مطلوب- جز بچهار ضرب از سه شكل ممكن نباشد- و اگر مطلوب جزوى بود- موجبه يا سالبه هم بر اين جمله قياس بايد كرد- و مثالش قسم دوم- كه هر يكى را از آن دو مقدمه