اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢١
حقيقى نبود- لزوم متصله كه لازم او بود تام نبود- پس اگر منفصله مانع جمع بود- متصله را مقدم عين يك جزو بود- و تالى نقيض ديگر جزو چنانك گوئيم- اين شخص يا حيوان است يا حجر- لازمش بود كه اگر حيوانست حجر نيست- و اگر حجر است حيوان نيست- و اگر منفصله مانع خلو بود- متصله را مقدم نقيض يك جزو بود- و تالى عين ديگر جزو چنانك گوئيم- اين شخص يا حيوان نيست يا حجر نيست- لازمش بود كه اگر حيوانست حجر نيست- و اگر حجر است حيوان نيست- و اين لوازم جمله منعكس بود- و هر متصله لزومى را- متصله مقتضى مصاحبت لازم است غير منعكس- و متصله موافق در كم مخالف در كيف- متناقض در تالى لازم است و منعكس- و هر منفصله موجبه را- منفصله سالبه موافق در كم متناقض در يك جزو لازم بود- و لازم لازم لازم بود- اما وجود انعكاس- مشروط بود بحصولش در هر دو لزوم- و اما در متصلات موجبه مطلق را كه اعتبار لزوم نكنيم- منفصلات موجبه لازم نتواند بود- چه انفصال بىعناد نباشد- و منفصلات سالبه لازم تواند بود موافق در كيف- مثلا چون گوئيم كلما كان كل ا ب فكل ج د- لازمش بود كه- ليس البته اما ان يكون كل ا ب- و اما ان يكون كل ج د- و اين لازم منعكس نبود- چه ايجاب اتصال از سلب انفصال خاصتر بود- چنانك گفتهايم- و همچنين در منفصله چون گوئيم- دائما اما ان يكون كل ا ب و اما ان يكون كل ج د- بهر نوع كه اتفاق افتد لازمش بود كه- ليس البته كلما كان ا ب فكل ج د و منعكس نبود- چه ايجاب انفصال از سلب اتصال خاصتر بود- و در جانب سلب متصله سالبه را- منفصله سالبه موافق در كم- و متناقض در يك جزو با تالى متصله لازم بود- مثالش اين متصله را كه- ليس البته اذا كان كل ا ب فكل ج د- اين منفصله لازم بود كه- ليس البته اما كل ا ب و اما ليس كل ج د- چه آن متصله كه ملزوم است- متلازم اين متصله است كه- كلما كان كل ا ب فليس كل ج د- و اين متصله ملزوم منفصله مذكوره است- و لازم لازم لازم