اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٧
چنانك گفته آمد-.
ب عرفى لا مشروط دائم بحسب ذات- و اين قسم يا ساقط بود يا عايد با قسم سيوم-.
ج عرفى لا مشروط دائم لا ضرورى- كه هم بحسب ذات و هم بحسب وصف دائم لا ضرورى بود- و اين قسم عايد با صنف دائم لا ضرورى بود-.
د عرفى لا مشروط لا ضرورى بحسب ذات-.
ه عرفى لا مشروط لا دائم بحسب ذات- و اين دو قسم را بر قياس گذشته- عرفى لا مشروط خاص و اخص خوانيم- و قسم دويم مشتمل بر اول و سيم باشد- و قسم چهارم مشتمل بر سيوم و پنجم- و وصف ذات را در قسم پنجم لا دائم بود- و در ديگر اقسام مطلق عام- و از اين اقسام پانجدهگانه هفت را اعتبار شايد- دو از عرفيات و سه از مشروطات- و دو از اين صنف آخر- چه در اين هفت قسم جهات مختلف است- بدوام و لا دوام يا ضرورت و لا ضرورت- و آنچه مهمتر است مشروط و عرفى خاص و اخص است- و عرفى عام جمله اين پانزده قسم را شامل بود- و مشروط عام پنج قسم مشروط را شامل بود- اين است جهات وصفى بسيطه و مركبه- و اگر خواهند كه اعتبار جهت كنند- هم بحسب وصف و هم بحسب وقت- وقتى بحسب اعتبار وصف چنان بود كه گويند- هر چه متحرك شود البته بر مسافتى- مار بود بر منتصف آن مسافت بضرورت- در وقتى خاص از اوقات متحركى- و هر مريضى حاد المرض را بحرانى بود- هم در وقتى خاص از اوقات مرض- چه اين حكمها ضرورى بود- در وقتى معين از اوقات وصف- و منتشر بحسب اعتبار وصف چنان بود كه گويند- همه مسلولان سعال كنند- چه اين حكم ضرورى بود در بعضى اوقات وصف نامعين- و اين جمله در مطلق وصفى داخل باشد- همچنانك وقتيات ذاتى در مطلق ذاتى