اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٠٦
و اسود و ابيض يكى است در تخصيص- يا نه علم بمتضايفان يكى است در تسويت- و همچنين انتقال از مقدمات ضرورى- بنظاير و تصاريف و مقابلات بشرط آنك انتقال بود- از اشهر بغير اشهر مفيد بود در تسليم نتيجه- مثلا كسى كه خواهد كه- اثبات آن كند كه غضبان بانتقام مشتاق بود- اگر همچنين صريحا سؤال كند- باشد كه مجيب منع كند- و گويد زيد بر برادر خود خشم گرفته است- و مشتاق نيست بانتقام از او- اما اگر سايل گويد نه غضب شهوت انتقام بود مسلم دارد- پس باز گردد و گويد غضبان مشتهى انتقام بود- و نيز اگر در اثناء استعمال- بعضى از اين طرق بديگر بعض استعانت كند- بر وجه اوفق باشد كه نافع بود- و همچنين در تساهل در تسليم آن- و تلطف در سؤال بر وجهى كه ندانند- كه كدام طرف مطلوب اوست نافع بود- و تقديم طرف غير نافع هم نافع بود- چنانك اگر خواهد كه مسلم دارند كه لذت خير است- گويد نه لذت خير نيست- چه مسئول عنه گمان برد كه مطلوب او اين طرف است- خاصه چون از شهرت دورتر بود- و ظن افتد كه ايراد نقض بتسليم غير مشهور خواهد كرد- مبادرت كند بتسليم مقابلش كه مقدمه سايل بود- و باشد كه سؤال بر وجه تشكيك و طلب تحقيق بر سبيل استفادت- و اظهار ميل بانصاف و ترك لجاج- و آنك تا خود حق فى نفس الامر چيست سايل را نافع بود- و همچنين اگر در اثناء سخن معارضه و مناقضت قول خود كند- و گويد اين نيك نگفتم- و چنان بانصاف نزديكتر است- كه چنين گويم و سخن باز گرداند- مجيب را بر مساعدت خود حث كرده باشد- و همچنين بانك گويد- اجماع عقلا بر اين است و عادت چنين رفته است- مجيب را در انكار بد دل گرداند- و بايد كه حرص ننمايد بر تسليم آنچه خصم مسلم ندارد- بل مساهلت كند تا خصم را بر لجاج ندارد- و ظن نيفتد كه او جز در آن موضع سخن نمىتواند گفت- و بعد از آن آن را وقتى ديگر- و در اثناء سخنى ديگر در معرض تسليم مىدارد- و ببايد دانست كه طبايع مردم متفاوت بود- بعضى كه مايل باحتياط