اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٥
شكل اول
ضروب منتج از صنف اول شانزده بود- بحسب ضرب چهار كه ضروب اين شكل باشد- در چهار كه عدد محصورات بود- چه هر ضربى از ضروب اين شكل- بحسب وقوع كبرى در مقدم متصله- كه يكى از محصورات چهارگانه بود چهار شود- مثلا ضرب اول كل ج ب و كل ب ا است- پس چون كل ب ا مقدم متصله شود- آن متصله اگر موجبه كلى بود- چنين شود كه و كلما كان ب ا فه ز- و اگر سالبه كلى بود- چنين كه و ليس البته اذا كان كل ب ا فه ز- و در دو جزوى هم بر اين قياس و همچنين در ديگر ضربها- و نتايج هميشه متصله جزوى بود در كيف تابع صغرى- و مقدم هر يكى نتيجه ضربى از حمليات- كه مقدمات بر آن مشتمل بود- و تاليش تالى كبرى بعينه- مثلا نتيجه ضرب اول و سيوم- از اين چهار ضرب مذكور چنين بود كه- فقد يكون اذا كان كل ج ا فه ز- و نتيجه ضرب دوم و چهارم چنين كه- فقد لا يكون اذا كان كل ج ا فه ز- و اما بحسب صنف دوم در اين شكل- تاليف حملى و مقدم نتيجه- بر هيات شكل سيوم تواند بود حملى بجاى صغرى- پس هميشه موجبه باشد- و مقدم كبرى كه نتيجه شكل سيم باشد هميشه جزوى بود- و چون ضروب شكل سيوم شش است- و ضرب شش در چهار بيست و چهار بود- پس ضروب اين صنف باين اعتبار بيست و چهار باشد- اما يك نيمه كه كبرى متصلات جزوى بود و منتج نباشد- چنانك گفتيم ساقط شود- و چون صغرى كلى را اگر كبرى كلى بود- و اگر جزوى نتيجه يكسان بود- پس عدد آنچه صغرى كلى در وى افتد هم با نيمه آيد- و ضروب منتج هشت بماند- چهار آنچه- صغرى كلى و مقدم نتايج در وى كلى و جزوى بهم باشد- و چهار آنچه- صغرى جزوى بود و مقدم نتايج كلى تنها بود- باين تفصيل- ١ كل ج ب و كلما كان بعض ب ا فه ز- و كلما كان كل ا ز و بعض ج ا فه ز-