اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٤
اين دو چيز نتواند بود- ميان اين ذاتى و عرضى اشتباه افتد- چه هر دو در نظر اول متشابه نمايند- اما چون تامل افتد معلوم شود- كه تا اول شكلى كه او را سه ضلع بود تصور نكنند- مثلث متصور نشود- و تا مثلث در ذهن متمثل نشود- زواياء سهگانه او را در ذهن نيايد- پس به نظر دويم اين اشتباه زايل گردد- و اما عرضى مفارق يا بطى الزوال بود- چون جوانى و پيرى- و يا سريع الزوال چون ضحك مردم را
فصل چهارم در اقسام مقول در جواب ما هو
سؤال بما هو- يا از يك چيز باشد يا از چيزهاى بسيار- و يك چيز يا كلى بود يا جزوى- و چيزهاى بسيار- يا بحقيقت و ماهيت مخالف يكديگر باشند- مانند انسان و فرس- و يا حقيقت و ماهيت همه يكى بود- و اختلاف بيش بعدد نبود چون زيد و عمرو- بل چون اين انسان و آن انسان- پس اصناف مسئول عنه باين اعتبار چهار بود- يك چيز جزوى و يك چيز كلى- و چيزهاى بسيار مختلف الحقائق- و چيزهاى بسيار متفق الحقيقه- پس چون مسئول عنه بما هو- يك چيز جزوى بود مانند زيد- جواب بان ذاتى بود كه تمام ماهيت او باشد- و آن انسانست در اين صورت- و چون مسئول عنه يك چيز كلى بود- مانند انسان جواب بتمامى اجزاء ماهيت او باشد- و آن حيوان ناطق است كه حد حقيقى انسانست- چنانك بعد از اين معلوم شود- و ناطق هر چند مقول در جواب شىء هو است- باعتبارى ديگر چنانك گفتيم- اينجا واقع است در طريق ما هو- باين سبب كه از ذاتيات است- و همه ذاتيات ياد مىبايد كرد- و چون مسئول عنه چيزهاى بسيار مختلف الحقائق بود- مانند انسان و فرس جواب بتمامى ذاتياتى بود- كه ميان ايشان مشترك بود- و آن حيوان است در اين صورت-