اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٨
لازم اول و متعاكس نشود- و در مقابلات اين قضايا حال بعينه همين بود- اما بر خلاف ترتيب اول- يعنى سالبه محصله لازم موجبه معدوليه بود- و موجبه معدوليه لازم موجبه عدميه من غير عكس- اعتبار عرض- در محصله در پانزده صورت- كه بعضى دانايند بر صدق مجتمع شوند- و در معدوليه هم- در آن پانزده صورت بر صدق مجتمع شوند- و در عدميه در پانزده صورت كه بعضى جاهلند- بر صدق مجتمع شوند- و هيچ كدام با مقابل بر كذب جمع نشوند-
اعتبار قطر
- در موجبه محصله و معدوليه در پانجده صورت- كه بعضى دانايند بر صدق جمع شوند- و در يك صورت كه معدومند بر كذب جمع شوند- و مقابل ايشان در شانزده صورت مذكور- بر صدق جمع شوند و بر كذب جمع نشوند- و در موجبه محصله و عدميه در هشت صورت- كه بعضى دانا بود و بعضى جاهل بر صدق جمع شوند- و در هشت صورت كه- در او ذكر دانا يا جاهل نبود بر كذب جمع شوند- و مقابل ايشان در همه صورتها بر صدق جمع شوند- الا در دو صورت كه همه دانا يا همه جاهل بود- و بر كذب جمع نيايند- و سالبه معدوليه و موجبه عدميه- در هشت صورت كه بعضى دانا و بعضى جاهل بود- بر صدق جمع آيند- و در هفت صورت كه ذكر دانا و جاهل و معدوم نبود- بر كذب جمع آيند- و مقابل ايشان در همه صورتها الا در سه صورت- كه همه دانا يا همه جاهل يا همه معدوم بود- بر صدق جمع آيند و بر كذب جمع نيايند- اين است اعتبار تلازم و تعاند مهملات در صدق و كذب- و بعد از اين محصورات را در دو لوح وضع كنيم- و اعتبار كنيم بر اين سياقت-