اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٢
حقارت او و توبيخ غير بر آن- و خلط فعلى كه موجب غضب بود- يا فعلى جميل يا امرى بمعروف- و همچنين انتقام و ادراك ثار- و ظفر و نزول بلائى ديگر بر مغضوب عليه و درازى روزگار- و معامله مغضوب عليه با خود يا با دوستان خود- همچنانك با غاصب كرده باشد- و تعدى از اغضاب بعذابى غاصب را- كه غضب در جنب آن فراموش شود- و خوف و غضب جمع نشود- ب صداقت حال مردم بود از آن جهت كه خير غير خواهد- بسوى او نه بسوى خود- و چون ملكه شود سبب احسان شود- با او هم بسوى او بانچه ممكن باشد- و دوست مشارك بود در سر او ضرابا دوست خود- و شاد به شادى او و اندوهگين باندوه او بخلاف دشمن- و احسان اقتضاء صداقت كند از هر دو جانب- و منعم را دوست دارند خاصه چون انعام متوالى بود- و با طيب نفس بىتوقع جزا و بىمنت- و همچنين كسى را كه از او توقع انعام بود- و دوست دوست را و دشمن دشمن را- و معطى غير طامع را مانند اسخيا- و غير طامع را مطلقا مانند ابرار- و كسانى كه بىمؤنث بسيار تعيش كنند- و سليم صدر بىغايله را و اصحاب فضائل را- و عظم قدر بزرگ همت را- و ظريفان و اهل عشرت و اهل صلاح و اهل مساعدت را- و كسانى را كه اصلاح خللها كنند- و كسانى را كه عتاب و توبيخ نكنند- چه ملامت و اگر چه از مشفق بود اقتضاء عداوت كند- و مداح را و كسى را كه تملق باعتدال كند- و متحمل و خوش خوى و كوتاه زبان را- و كسى را كه از او شر متوقع نبود و نكند- و متودد را و كسى را كه خواهند كه با او دوستى كنند- و كاتم اسرار را و اسباب صداقت طول صحبت بود- و مؤانست بملاقات و مواصلت بقرابات يا بمهادات و توقع خير- و حال عداوت هم از اين تقرير معلوم توان كرد- ج خوف و حزن و حيرت نفس بود- از تخيل ضررى مقتضى افساد حالى- يا ايلامى كه در مستقبل خواهد رسيد بزودى- و قيد افساد و ايلام از آن است- كه كسل و مجوز ضرر بود و از آن خايف نباشند- و بزودى