اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٠١
يا غريب- اگر ذاتى بود مانند جسم طبيعى باشد- و بدن انسان مقارن اعتبار صحت و مرض- كه موضوع علم طبيعى و طبند- و لا محاله نظر طبيعى در موضوع طب نظرى مطلق باشد- و نظر طبيب در او نظرى مقيد باعتبار مذكور- و بسبب مقارنت اين قيد علم خاص جزو علم عام نبود- بل در تحت او باشد بمرتبه- و اگر عارض غريب بود- يا افادت هياتى كند موضوع را يا نكند- و اول مانند مجسمات- و اكر متحركه بود كه موضوع اين دو علمند- و دوم مانند جسم طبيعى و بصر حيوان بود- باعتبار اتصال مخروط نور- با خطوطى تعليمى در آن سطح باو- كه موضوعات طبيعى و مناظرند- و اين هر دو علم- يعنى اگر متحركه و مناظر در تحت هندسهاند- و اگر چه موضوع يكى نوع موضوع طبيعى است- و موضوع ديگر نوع موضوع هندسه- و سبب آنست كه اعراض ذاتى- هر يك بحسب مقارنت عارض كه مطالب باشد- در آن علم اعراض ذاتى انواع مقدار است- و اگر عام جنس خاص نبود- يا معرض خاص بود يا عارضش- و اول يا خاص مقارن عارضى ديگر باشد يا نبود- و اگر باشد مانند جسم طبيعى بود- و اصوات باعتبار مقارنت مناسبات عددى- كه عارض غريبى است او را- و اين هر دو موضوع طبيعى و موسيقىاند- و خاص را در تحت رياضى شمرند- هم بسبب اعراض ذاتى كه مطلوبست در مسائل- اما اگر خاص مقارن عارضى نباشد- مانند جسم طبيعى و اصوات مطلق خاص- در اين صورت نيز جزو عام بود- چه موضوعش از ذاتيات اوست- و اما اگر عام عارض خاص بود- و عامتر بود- مانند وجود و جسم طبيعى- كه موضوع فلسفه اولى و طبيعىاند- و در اين صورت خاص جزو عام نبود- اما در تحت عام بود- و اگر عامتر نبود بمثابت دو موضوع متباين باشند- مانند جسم طبيعى و تعليمى- كه موضوع علم طبيعى و مجسماتند يكى عارض ديگر است- و اما اگر موضوع هر دو علم يك چيز باشد- و باختلاف اعتبارات مختلف شوند- يا يك موضوع