اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٨٠
كند- كه نافع در همه اوقات و نزديك است باين آنك- مطلوب در همه احوال مانند صحت- بهتر از مطلوب در حالى مانند اكل- ك آنچه با وجودش به ديگرى حاجت نبود- بهتر از آن ديگر كه با وجودش باول حاجت بود- مانند وجود عدالت و شجاعت در همه مردمان- كا هر چه بحصولش رغبت بيشتر بود- يا از فسادش احتراز بيشتر بهتر بود- كب آنچه بدوستان پسندند- بهتر از آن بود كه بغير ايشان يا از آنچه بايشان نپسندند- كج آنچه بسوى آن انكار فعل ديگر كنند- بهتر از آن فعل بود مانند تقوى و محبت لذت- كه آنچه از او فعل خاص او صادر شود- بهتر از آنچه فعل ديگر از او صادر شود- مانند انسان عاقل از انسان شجاع- كه شبيه به بهتر بهتر از شبيه بغير بهتر- و اين مشهورى ضعيف است- و عناد كنند بانك استر كه شبيه به خر است- بهتر از كپى كه شبيه بمردم است- پس حكم مقيد بايد بانك در آن چيز كه شبيه بود- و ببايد دانست كه بعضى از مواضع آثر- اقتضاء ايثار نفس آن چيز كند- مانند آنك چون انفع پسنديدهتر بود نفع پسنديده بود- و اگر هر دو متساوى بود- و مرجحى اقتضاء آن كند كه يك طرف بهتر بود- آن مرجح هم پسنديده باشد- مانند آنك خير بطبع از خير بغير طبع بهتر است- پس وجود طبع بهتر بود از عدمش- و اگر خواهند اين مواضع بتبديل آثر به ازيد عامتر كنند- مثلا گويند آنچه بالطبع اقتضاء حالى كند- بيشتر اقتضاء كند از آنچه بغير طبع كند- و سبب عموم آنست كه آثر ازيد بود در حال ايثار- و حال مطلق از حال ايثار تنها عامتر بود- و استعمال مواضع مشترك مذكور- در باب ابطال و اثبات اينجا- چنان بود كه گويند در متقابلات- چون اين سخن كه اگر همه لذت خير است- پس همه اذى شر است مشهور است- پس اين سخن نيز كه اگر لذتى معين خير است- پس يك اذى معين شر باشد هم مشهور بود- و در باب اكثر و اقل اگر علم بخيريت اولى از لذت است- و لذتى خير است پس علمى خير باشد- و علمى