اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥٢
بسيار كه خيرات جمله كمتر از آن بود بهتر- و چيزى كه نفعش عظيمتر بود بهتر بود- مانند حكمت كه نفعش معرفت بارى تعالى است- از عبادت كه نفعش استحقاق ثواب است- و خيرى كه مستتبع خيرى ديگر بود بهتر از آن- مانند پادشاهى از حرمت- و سبب خير فاضلتر بهتر از خير مفضول- مانند كفايت كه سبب يسار بود از جمال- و خير مستقر مانند صحت بهتر از نامستقر مانند لذت- و آنچه مغنى بود از ديگرى بهتر از او- مانند يسار از تجارت- و آنچه مبدأ او شريفتر بود و فاضلتر- مانند جودت راى از شجاعت- و غايت فعل بهتر بهتر- مانند ابصار از شم و اعز بهتر مانند زر- و اعم در نفع بوجهى بهتر از آن- مانند آهن و هر چه فقدانش مضرتر نافعتر- و اصدق بهتر مانند هندسه از اخلاق- و باشد كه انفع بهتر از آن بود- مانند طب از جر اثقال- و اوثق بهتر مانند توحيد از هيات و علم به بهتر بهتر- و محبت بهتر بهتر و آنچه شهرتش بهتر بود بهتر- مانند عفت از لذت و الذ بهتر و اجمل همچنين- و مختار افاضل و ملوك و اهل راى بهتر- و حصول محتاج اليه محتاجتر را بهتر- مانند مال پير و رنجور را- و از تصاريف شجاع از عفيف بهتر- زيرا كه شجاعت از عفت بهتر- و صدور از مصدر صعبتر و كمصدورتر بهتر- چه غرابت اقتضاء تعظيم كند- هم در جانب خير مانند جودت راى از زنان- و هم در جانب شر مانند زنا از پيران.
فصل سيم در اعداد انواع متعلق بمنافرات
جميل مختار و محمود و لذيذ بود نه بسبب چيزى ديگر- بل از جهت خيريت او- و فضيلت نوعى از جميل بود- و آن ملكهاى باشد كه اقتضاء تحصيل خير كند به آسانى- و انواع فضيلت حكمت است- و آن تهذيب