اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٠
قوتش رد كنند- و صاحب مروت باشد كه- سوگند ياد نكند بسوى اجلال سوگند- يا از عظم نفس و باشد كه ياد كند دفع سوء ظن را- و طلب سوگند يا از تهور بود يا از ثقت بصدق- يا از ثقت بجبن خصم يا از جهت تشفى- و امتناع از آن مقتضى تصديق خصم بود- و اما نصرت قول كسى كه بعذاب از او تصديق طلبند- يا بانك كسى در چنين حال دروغ نگويد- و نقضش بانك غرقه دست در همه چيز زند- و طالب خلاص بانواع حيل تمسك كند- و ضرب امثال در همه مواضع نافع بود
فضل ششم در ذكر انفعالات و اخلاق نفسانى كه در استدراجات نافع بود و اعداد انواع بحسب آن
چون خطابت در منازعات بىحاكم و سامعان تمام نشود- و حال حاكمان و ديگر سامعان- در كياست و حدس و متانت راى مختلف باشد- پس معرفت انفعالات- از غضب و رحمت و صداقت و عداوت و امثال آن- و اخلاق هر صنفى در خطابت بغايت نافع باشد- چه در اعداد انواع و چه در استدراج سامعان- و باين سبب نرمى و درشتى مدعى در سخن- اقتضاء نرمى و درشتى حاكم كند در خطاب با او- و حاكم بايد سخن تمام بشنود و در حجت تامل كند- و تا سخن بمخلص نرسد- و آنچه بر آن وارد باشد ايراد نكند- و جواب منقطع نشود حكم نكند باقناع- تا از سنن صواب مايل نشود- و ابتدا از بيان انفعالات و عوارض آن كنيم- و اخلاقى كه بزودى اقتضاء انفعالى كند- هم در اثناء انفعالات ياد كنيم- چه اينجا بفرق احتياجى نباشد گوئيم- ا غضب المى نفسانى باشد كه- از شوق بحلول عقوبتى بر كسى- كه معتقد عيب يا استحقار غاصب باشد حادث شود- و لذت توهم غلبه اقتضاء تزايد غضب كند- و همچنين اصرار و وقاحت مغضوب عليه- و غضب جز بر اشخاص جزوى معين نتواند بود- بخلاف بغض كه نوع را يا صنف