اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٧٩
آنچه متعلق باشرف بود- مانند صحت نبض از جودت هضم- يا غايت بنفس خود بهتر از فاعل غايتى ديگر و مشهور است- چه صحت غايت است بنزديك جمهور- و فضيلت سبب سعادت است و بحقيقت بهتر از صحت- و بحثى ديگر باين موضع متصل است- و آن آنست كه- چون فضل غايت افضل بر غايت غير افضل- بيشتر از فضل غايت غير افضل بود بر فاعلش- فاعل غايت افضل از نفس غايت غير افضل فاضلتر بود- مثلا چون فضل سعادت بر صحت بيش از فضل صحت بود- بر مصح فضيلت از صحت بهتر بود- چه نسبت غايت با غايت نسبت فاعل بود با فاعل- پس فضل فضيلت بر مصح- كه مساوى فضح سعادت بر صحت است- بيش از فضل صحت بود بر مصح- پس فضيلت از صحت فاضلتر بود- يب مؤدى بغايتى زودتر بهتر- و باين سبب جمهور- اسباب نفع معاش بر اسباب نفع معاد اختيار كنند- و بقيد تساوى علمى شود- يج مطلوب هم بخود و هم بسوى غير- بهتر از مطلوب بسوى غير تنها مانند صحت و مال- يد ملزوم چيزى بيشتر بهتر بود- و اگر در خيريت متساوى باشد- آنك ملزوم شر كمتر بود بهتر- و لوازم يا متقدم باشد مانند جهل متعلم- يا متاخر مانند علمش و متاخر اگر غايت بود بهتر- يه خير بعدد بيشتر بهتر از كمتر- و دخول كمتر در بيشتر شرط بود تا حق بود- و در متداخل اگر وجود يكى بسوى ديگر- بايد مجموع هر دو را بر وجود بهتر زيادت مزيتى نبود- مثلا صحت و علاج از صحت تنها فاضلتر نبود- يو لذيذتر نزديك جمهور بهتر- و در ضد بر عكس مثلا داروى آسان خورتر بهتر- يز آنچه در او نه الم بود و نه لذت- بهتر از آنچه بىلذت تنها يا با الم بهم بود- و اين مشهور است- يح حصول مطلوب در وقت مناسب بهتر- مانند تعلم در جوانى و حكمت در پيرى- و اگر چه بر عكس غريبتر و خوشآيندتر- يط نافع در همه اوقات يا در بيشتر اوقات- بهتر از آنك در وقتى خاص يا كمتر- و بتحقيق باشد كه- نافع در يك وقت منفعت زيادت از آن