اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٧
كلى كه لازم صغرى باشد- تا از شكل اول متصلات اين نتيجه حاصل آيد- و همين صغرى كلى با كبرى مانع خلو تنها- نتيجه جزوى بدهد و از هر دو نقيض- و بيانش برد منفصله بود با متصله جزوى- كه از نقيض اكبر و عين اوسط باشد- تا صغرى بعينه نتيجه بدهد- از شكل دوم متصلات كه عكس متلازمش مطلوب بود- و با كبرى مانع جمع حقيقى- يا غير حقيقى كلى و جزوى همين نتيجه بعينه بدهد- و بيانش برد منفصله بود با متصله- كه از عين اوسط و نقيض اكبر باشد- و تاليفش با عكس نقيض موجبه كلى كه لازم صغرى بود- تا از شكل سيوم متصلات اين نتيجه حاصل آيد- و چنانك گفتيم بحسب اين بيان هشت ضرب منتج باشد- و چهار ضرب كه از دو جزوى- يا از صغرى جزوى با كبرى مانع جمع كلى باشد منتج نبود- و اما اگر صغرى اتفاقى يا استصحابى بود- و سوالبش منعكس باشد بهمين بيانها منتج بود- و نتايج استصحابى بود- چه متصله كه در قوت منفصله باشد هميشه لزومى بود- و نتيجه اختلاط اتفاقى و لزومى و استصحابى باشد- چنانك گفتهايم- پس جملگى ضروب منتج در اين نوع چهل و هشت بود- و نتايج مذكور جمله متصله موجبه است- و هر متصله موجبه را سالبه متلازم بود چنانك گفتهايم- پس اگر خواهيم نتيجه متصله سالبه گيريم- كه لازم آن موجبه باشد چنانك بيان كرديم- و نتايج لزومى را منفصلات موجبه غير حقيقى هم لازم بود- مانع جمع تنها از عين مقدم و نقيض تالى- يا مانع خلو تنها از نقيض مقدم و عين تالى- و منفصلات سالبه از عين هر دو- پس اگر خواهيم كه نتيجه اقتران منفصله باشد- يكى از اين منفصلات گيريم- اما آنچه غير لزومى بود- آن را از منفصلات موجبه لازم نباشد- پس نتايج آن صنف منفصله نتواند بود-
نوع دوم متصله هم صغرى و اشتراك در مقدم
- چون صغرى لزومى بود ايجابى يا سلبى- و كبرى مانع خلو حقيقى