اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥٦
غلبه و صيد- و لذت شطرنج و نرد و گوى زدن از اين قبيل باشد- و باشد كه بعضى را غلبه بعدل و واجب لذيذ بود- و بعضى را بجور و تلبيس- و لذت كرامت هم از اين قوت بمشاركت نطقى بود- و آن بنسبت با خويشان و دوستان و اقران- و علما و جمهور خواهند يا لذيذتر بود- و محبوب بودن بنسبت با نفس خود خواهند- و خير دوستان بنسبت با ايشان- و بعضى لذات بحسب قوت خيال بود چنانك گفتيم- و بعضى لذات بحسب قوت وهمى مانند خلاص از خوف- و فعل جميل چون سخا و انفعال جميل- چون تحمل بحسب قوت نطقى لذيذ بود- و همچنين حيل لطيف از جودت ترتيب- و محاكات صور حسن و قبيح از جهت توهم قدرت بر آن- و تجديد احوال از جهت وقوف بر غريب- و تكرار از جهت سهولت ادراك- و ادراك مالوف و معتاد هم باين سبب لذيذ بود- و همه اصناف لذات غايات جور تواند بود- ذكر اسبابى كه اقتضاء سهولت جور كند- و جور را اسبابى ديگر بود كه اقتضاء تسهيل كند- و آن سه قسم بود قسم اول آنچه عايد با جائر بود- مانند آنك واثق باشد كه او را مطالبت نكنند از علو رتبت- يا نتوانند از بسيارى اعوان يا بجور فخر كند- يا غرامت بر دل خوش كرده باشد- يا عقوبت بسيار كشيده بود و بر آن متمرن شده- و باين سبب- كسى كه ممارست حرب بيشتر كند شجاعتر بود- يا ضعيف راى بود كه بنفع عاجل مغرور شود- و از غرامت آجل فكر نكند- و قومى باشند بر عكس- كه مضرت عاجل احتمال كنند نظر بر نفعى آجل- يا عذر را وجهى نهاده باشند- مانند سهو و استكراه و اتفاق- يا بر دفع سخن متظلم يا هلاك حاكمان قادر بود- يا بميل حاكم واثق بود يا باو ظن جور نبود از ورع- يا استغناء يا ضعف حال- و قسم دويم آنچه عايد با مجور عليه بود- مانند آنك حشمت باو مرتفع بود از ضعف او- يا بسببى ديگر يا عدم ناصر-