اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١١
آن صورت بر صدق جمع آيند- و بر كذب جمع نيايند- و موجبه محصله با موجبه عدميه- در پانزده صورت بر كذب جمع آيند- و بر صدق جمع نيايند- و نقيض هر دو هم- در آن پانزده صورت بر صدق جمع آيند- و بر كذب جمع نيايند- و آن پانزده صورت در لوح اول آنست- كه در او ذكر جاهل و معدوم نيست- و در لوح دوم آنك درو ذكر دانا و معدوم نيست- و سالبه معدوليه و موجبه عدميه- در چهارده صورت بر كذب جمع آيند- و بر صدق جمع نيايند- و نقايض ايشان هم- در اين چهارده صورت بر صدق جمع آيند- و بر كذب جمع نيايند- و آن چهارده صورت در لوح اول- آنست كه در او ذكر جاهل نيست- و همه دانا يا همه معدوم نيست- و در لوح دوم آنك در او ذكر دانا نيست- و همه جاهل يا همه معدوم نيست- اين است سخن در هر لوحى بانفراد- و چون اعتبار هر دو لوح كنيم با يكديگر- هر چه از يك جنسند در تحصيل يا در عدول يا در عدم- اگر در ايجاب يا در سلب متفق باشند متداخل باشند- و الا يا متضاد يا داخلتان تحت التضاد- چنانك گفته آمده است- و چون اعتبار محصله يا معدوليه كنيم- چنانك يكى از لوح اول بود و ديگر از لوح دوم- موجبه محصله با سالبه معدوليه- خواه از لوح اول و خواه از لوح دويم- بر صدق جمع آيند- در يك صورت كه همه دانا باشند- و بر كذب در پانزده صورت كه ذكر دانا و معدوم نبود- و نقايض هر دو بضد يعنى در باب صدق و كذب- و موجبه محصله با موجبه معدوليه- اگر محصله از لوح اول بود- در شانزده صورت كه بعضى دانا يا همه معدوم بود- بر كذب جمع آيند و بر صدق جمع نيايند- اگر محصله از لوح دوم بود- در پانزده صورت كه بعضى دانا بود- بر صدق جمع آيند- و در يك صورت كه همه معدوم بود- بر كذب و نقايض جمله بضد- و چون اعتبار محصله با عدميه كنيم- اگر موجبه محصله از لوح اول بود با سالبه- در يك صورت كه همه دانا بود بر صدق جمع آيند- و در يك صورت كه همه جاهل بود بر كذب- و با موجبه در همه