اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٤
در مستحيى يا معتقد فيه بود- يا محتاج اليه يا مادح با همسر- با صاحب راى تاثير بيشتر بود- و فضيحت آشكارا- و بقياس با خويشان و اقران و مخالطان و دشمنان- و عيبجويان و مستهزيان و آشنايان قديم- و كسانى كه در او حسن ظنى داشته باشند بيشتر بود- و بقياس با دوستان خالص- و كسانى كه با ايشان مبالات نكنند- و اطفال و غربا كمتر- و شكر نعمت و كفران- و نعمت امرى نافع باشد كه چون از غير يابند- متقلد منت و مطيع و شاكر او باشند- و آن يا بخدمت بود يا بصنيعت- و زيادت منت را سبب آن بود كه در وقت حاجت بود- و از منفرد بانعام بود- يا از منعم اول يا از كسى كه انعام او بسيار بود- و از كسى كه توقع مجازات ندارد- و از كسى كه انعام پوشيده دارد و منت ننهد- و مزيل منت آن بود كه منعم را نظر بر عوضى يا غرضى بود- و نعمت قاصر بود از واجب و غير محتاج اليه بود- و بر سبيل اتفاق يا ضرورت يا غلط بود- و آنك بمشاركت اخساء يا اعداء بود- يا مقارن چيزى بود ناقص آن مانند منت نهادن يا استهزاء- ز شفقت و اهتمام بغير- المى نفسانى بود كه- عارض شود از رسيدن ضررى نامتوقع بغيرى- كه مستوجب آن نبود يا از خوف رسيدنش- و بمرده اهتمام نبود چه مرگ نامتوقع نباشد- و اهتمام بيشتر بدوستان بود- و بخويشان و آشنايان و حريفان و همسران- و اهل كمال در صناعات و مظلومان و عاجزان- و كسانى كه در معرض حلول آفتى باشند- يا ضررى بايشان رسد بىتقديم خيانتى- و اهتمام بفرزندان باشد كه- از فرط بدرجه رسد كه آن را اهتمام نشمرند- و مانند اهتمام بود باعضاء خود- و باز گويند از بهرى عقلا كه بسوى مصيبت فرزند جزع نكرد- و سوى زيانى كه دوست را رسيد جزع كرد- و اسباب قلت اهتمام كثرت تجارب يا قلت تجارب بود- و مقاسات شدايد و غرور باقبال و ترقى مرتبه- از آنك كسى را در حساب آرد- و حسن ظن و شجاعت و غضب