اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٠
مبلغ بيفتد- چه هشت ضرب در شكل سيم متحد بود- و چهار در شكل چهارم پس ضروب منتج با صد و چهار آيد-
نوع چهارم حملى كبرى و اشتراك در مقدم
- و اين نوع بنوع گذشته نزديك است- و در اين نوع كبرى وضع كرده باشند على الاطلاق- و مقدم صغرى و مقدم نتيجه مقرون بشرط بود- و تالى صغرى و تالى نتيجه متحد بود- پس اگر مقدم صغرى چنان بود- كه از تاليف او با كبرى مقدم نتيجه لازم آيد- نتيجه جزوى بود- اگر مقدم نتيجه- چنانك از تاليف با كبرى مقدم و صغرى لازم آيد- نتيجه كلى بود- پس تاليفات اين نوع نيز دو صنف بود-
شكل اول
مثال ضرب اول از صنف اول- كلما كان كل ج ب فه ز و كل ب ا- مىگوييم نتيجه آيد كه فقد يكون اذا كان ج ا فه ز- چه بحكم وضع كبرى هميشه از وضع ج ا لازم آيد- كه ج ب صادق بود- و بحكم صغرى هميشه از وضع ج ا لازم است- كه ه ز صادق بود- پس بحكم شكل سيم در بعض اوقات- وضع ج ا ه ز صادق بود- و در ضرب دوم حدود همين باشد و صغرى سالبه كلى- و بيان همين كه گفتيم- تا لازم آيد كه فقد لا يكون اذا كان ج ا فه ز- و در ضرب سيم و چهارم حدود همين بود- و صغرى موجبه جزوى و سالبه جزوى و نتايج جزوى- و در كميت تابع صغرى- و اين چهار ضرب از يك ضرب شكل اول برخيزد- پس جمله ضروب شانزده شود و نتايج هميشه جزوى بود- و اما در صنف دوم تاليف كبرى با مقدم- نتيجه بر هيات شكل دوم باشد- و مقدم صغرى چون نتيجه شكل دوم بود- هميشه سالبه بود- و كبرى چون كبرى شكل دوم باشد هميشه كلى بود- و ميان كبرى و مقدم نتيجه