اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧١
فصل پنجم در اقسام شرطيات
قضيه شرطى چنانك گفته آمد- آنست كه تاليف او از قضايا باشد- و چون قضايا بقسمت مذكور در فصل گذشته سه نوع است- حملى و متصله و منفصله- و مقدم و تالى هر يكى از اين سه نوع ممكن باشد- و ضرب سه در سه نه بود- پس شرطى متصله نه گونه بود- ا مركب از دو حملى چنانك گفته آمد- ب مركب از دو متصله مثالش- اگر چنين است كه- چون آفتاب طالع بود روز موجود بود- پس چون آفتاب طالع نبود شب موجود بود- ج مركب از دو منفصله مثالش- اگر جسم يا متحرك بود يا ساكن- پس انسان يا متحرك بود يا ساكن- د مركب بود از حملى مقدم و متصله تالى مثالش- اگر انسان حيوانست- پس هر گاه كه انسان موجود بود حيوان موجود بود- ه بر عكس مثالش- اگر چنين است كه- تا آفتاب طالع نبود روز موجود نبود- پس وجود آفتاب مستلزم وجود روز است- و مركب از حملى مقدم و منفصله تالى مثالش- اگر اين حرارت تب است- پس حاملش روح است يا خلط يا عضو- ز بر عكس مثالش- اگر علت اين حرارت التهاب روح است- يا عفونت خلط با تشبث حرارتى غريب باعضاء اصلى- پس اين حرارت تب است- ح مركب از متصله مقدم باشد و منفصلهاش تالى- مثالش اگر چنين است كه- چون وتر زاويه بقوت بزرگتر از دو ضلعش باشد- زاويه منفرجه بود- پس اين زاويه يا قائمه است يا حاده- ط بر عكس مثالش- اگر اين زاويه يا حاده است يا منفرجه- پس چنين است كه- چون وتر بقوت مساوى دو ضلع بود زاويه قائمه بود- و اما شرطى منفصله شش بيش نبود- چه مقدم و تالى در منفصله بطبع از يكديگر متميز نباشند- پس اختلاف مقدم و تالى را عكس كردن مفيد نبود- ا از دو حملى چنانك گفته آمد- ب از دو متصله مثالش يا چنين