اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٧
خشم از سرعت انفعال و ضعيف خشم- و نفع دوست دارند و منخدع نشوند- و در هيچ كار حكم جزم نكنند از بسيارى تجربه- و بحمد و ذم ملتفت نباشند و بد ظن باشند و خايف از عواقب- و در دوستى و دشمنى غلو نكنند- بل دوست دشمن شكل و دشمن دوست شكل باشند- و خرد همت و متهاون و نااميد باشند- و جز باسباب معاش التفات نكنند- و بمروت و كرامت ميل نكنند بل بخيل طبع باشند- و بد دل و حريص بر مال و مصيب باشند در رايها- و بعدل مايل نه از فضيلت- بل از صغر نفس و وقح و بيحيا و عفيف شكل- و مترائى بصلاح از عدم ميل بلذات- و طالب فضايل نباشند از نااميدى- و ظالم طبع بر وجه مكر و خديعت- و رحيم دل نه از قبول قول متظلم- بل از ضعف نفس و استعظام شر- و صابر باشند و بجد مايل- و بد دلان در بعضى اخلاق مانند ايشان باشند- و اين اخلاق كسانى بود- كه سن ايشان از پنجاه بيشتر بود- و متوسطان متوسط باشند ميان تهور و جبن- و تصديق و تكذيب و ديگر اخلاق- پس اخلاق ايشان چنان بود كه- بايد شجاعت خالى از طرفين و تصديق بىاغترار- و هذل بجد آميخته و عفت نه از سر عجز- و ايثار جميل كنند نه ايثار لذت و نفع- و در ديگر اخلاق بر اين قياس- اما در اخلاق اصحاب امور اتفاقى گوئيم- اهل نسب و ابوت كرامت و مدح دوست دارند- و تعظيم گذشتگان بيشتر از معاصران كنند- و پر دل و متكبر و متطاول باشند- و تا اثر كرم پدران با ايشان بود- طبع ايشان بمروت و كرم مايل بود- و چون روزگار بر آيد و آن اثر منمحى شود- بىهنر و بىكفايت و ذليل و خسيس طبع شوند- و اغنيا تسلط و استخفاف دوست دارند- و معجب و دراز زبان و متصلف و مدح دوست باشند- و همه چيز از آن خود دانند- و همه كس را حسود خود شمرند- و در ضعف رويت و غير آن متشبه باشند بزنان- و از قوت و استظهار در بعضى اخلاق متشبه باشند بجوانان- و خصوصا در ظلم آشكارا-