اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٥
و قساوت- و طبيعت و استهزاء و شغل عظيم و اندوه بسيار- و بعضى از اين عوارض همچنانك اقتضاء شفقتى كند- اقتضاء آن كند كه بر صاحبش هم شفقت نبرند- و بخامل ذكران و حقيران و ذليلان اهتمام بسيار نبود- و آنچه اهل اهتمام از آن ترسند- اسباب هلاك و عذاب و آلام و امراض- و درويشى و بىهنرى و بدبختى و بيكسى باشد- ح و حسد ضد اهتمام بود- و آن المى نفسانى بود بسبب رسيدن چيزى باستحقاق- و از تركيب الم و لذت و خير و شر- و استحقاق و عدمش امور متقابل حادث شود- بعضى از باب فضيلت مانند فرح برسيدن خير بمستحق- و تالم برسيدن شر بنا مستحق- و بعضى از باب رذيلت مانند حسد- كه حزن است برسيدن خير بمستحق- و حزن برسيدن خير بنا مستحق حسد نبود- بل غيظ و نقمت بود- و حزن اگر نه بسبب رسيدن خير بمستحق بود- بل بسبب حرمان خود بود- از مثل آن خير آن را حسد نشمرند بل غبطت شمرند- و همچنين حزنى كه بسبب نجاح دشمن بود- در مقاصد كه مقتضى زيادت قوت او بود- و فرح اهل شر بشر هم از باب حسد نبود- و حاسد بر همه خيرات حسد برد تا حسن و جمال و بخت نيك- و تالم از فضايل و خيرات بالطبع مانند جمال- و آنچه موروث بود يا ببخت بود متالم نشود- و در حسد نوعى از مشاكلت ميان حاسد و محسود شرط بود- و آنك آن خير حاسد را ممكن بود- و حسد اهل كرامت و تجمل و زينت را بيشتر بود- و گذشتگان و كسانى كه بمسافت دور باشند- و كسانى كه در بالاترين مراتب باشند- يا در فروترين مراتب محسود نباشند- ط و غيرت بحسد نزديك بود- و آن حزنى بود كه- از فوات خيرى و رسيدن آن بغيرى حادث شود- و آن كسانى را بود كه- آن خير اسلاف ايشان را بوده باشد- و غير ايشان بان مخصوص گشته- و در مال و جمال و شجاعت و رياست و احسان و كسب-