اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥٣
قوت نطقى بود- و تحصيل آنچه در او بقوت بود- از نظريات و مبادى عمليات و عدالت- و آن ملكه شدن اعمال خير بود- بعد از تهذيب قوت نطقى و آن را بر نيز خوانند- و گفتهاند آنچه مقتضى قسمت باشد بحسب استحقاق و شجاعت- و آن تهذيب قوت غضبى بود- و گفتهاند آنچه مقتضى ثبات ديگر افعال نافع بود- در جهاد و مقاومت اعداء و عفت و آن تهذيب قوت شهوى بود- و گفتهاند آنچه مقتضى استعمال شهوات بدنى بود- بقدر رخصت شرع يا كمتر از آن- و بحسب نظر حكمى انواع قريب فضيلت- اين چهار بيش نبود- اما بحسب ظاهر اين تدقيق نكند- و سخاوت را و آن مقتضى فعل جميل بود ببذل مال- و مروت را و آن مقتضى نبالت بود- بتوسيع طعام و اظهار تواضع و تازه روئى- و بزرگ همتى را و آن مقتضى قصد بود- بافعال بزرگ در باب اكتساب حمد و حلم را- و آن تحمل بود بر وجهى كه عرض مصون بود- و اصالت راى را و آن مقتضى اصابت بود در مشاورات- و امثال آن را هم از جمله انواع قريب فضيلت شمرند- و اگر چه بحقيقت داخل باشند در انواع چهارگانه مذكور- و اضداد اين انواع هم از اين بيان معلوم شود- و ديگر فضايل يا در تحت اين انواع بود- يا اسباب علامات اين فضايل- مثال آنچه در تحت نوعى بود- ايثار كه در تحت سخا است و مثال سبب حيا كه سبب عفت بود- و مثال علامات مصابرت امين بر عذاب- در مطالبت امانت كه علامت عدالت بود- و از جمله آنچه مستدعى مدح بود- بعد از فضايل مخالفت هوا بود- چه اتباع هوا منافى اصناف فضايل بود- و شرف سلف همچنين- اما مدح بمكتسب بهتر از آن بود كه بموروث- يا بانچه متعلق ببخت بود- و باين سبب بزرگ همت از آن ابا كند- كه او را بامثال آن ستايند- و همچنين جهد در اكتساب فضيلت و اصلاح حال غير- و انتقام از دشمن و كبر