اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥٠
جسمانى باشد- و صدور افعال بحسب آن با محبت دلها- و حرمت و نعمت و خوش عيشى و آنچه اقتضاء استقامت آن كند- و اين معانى بعضى نفسانى است و بعضى جسمانى- و بعضى خارج از هر دو- و اجزاء آن فضيلت نفس بود- و فضيلت جسم و پاكى اصل و دوده و نباهت- و كرامت سيار و وفور قوم و بخت نيك- چه هر كه در حيات باين معانى مخصوص بود- و بعد از وفات ذكر به خير و ثواب آخرتش بود- بنزديك جمهور سعيد مطلق بود- و اجزاء فضايل نفسانى بعد از اين گفته آيد- و اجزاء فضايل جسمانى- صحت و قوت تام و اعتدال بنيت و جمال بود- و پاكى اصل و دوده آن بود كه- اسلاف او مغبوط بوده باشند بحسب اين فضايل- و ازواج و اولاد همچنين- و در زنان عقل و حيا و جمال و عفت و دوستى شوهر و نشاط عمل- و بعضى زينت هم اعتبار كردهاند- و اجزاء نباهت شهرت و اصالت راى و جمال فعل بود- و اجزاء كرامت تصدر در مجالس و شهرت به خير و صيت ساير- و آنك مردم او را دوست دارند و دعا كنند- و در مطلب او مساعدت نمايند و باو تقرب طلبند- و از خشم او احتراز كنند- و كريم آن كس بود كه خصال خير او را بسيار بود- و تفصيل خصال بحسب عادات و اصطلاحات مختلف بود- و اجزاء يسار- اصناف اموال و نفاست و حفظ و دوام و نماء آن باشد- و اجزاء وفور قوم- كثرت عشيرت و دوستان و خدم و عبيد و شايستگى ايشان باشد- و حصول لذت از خيرات شمرند- و اگر چه بر بعضى وجوه منافى فضيلت بود- و خيرات متعلق ببخت چيزهائى بود كه وقوعش نادر بود- مانند عمر دراز و يافتن گنج و چيزهائى كه بر آن حسد برند- اين است اجزاء صلاح حال- و اكثر آن خيرات باشد بحسب نظر عامى- و طرق اكتساب اراديات را- اعداد انواع از هر يكى واجب بود- و بعد از آن اعداد انواع- بسوى طرق اكتساب چيزهاى نافع بود- و فرق ميان خير و نافع آن بود- كه خير مطلوب لذاته بود و نافع لغيره-