اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٧٥
بود- شجاعت حكمت بود- و اين موضع جدلى صرف بود و منعكس نشود- چه از مقارنت دو وصف در موصوفى- حمل يكى بر ديگر لازم نيايد- و مشهورترين مواضع اين باب- مواضع متقابلات و نظاير و تصاريف- و اكثر و اقل و كون و فساد بود- و آن موضعهائى بود كلى مشترك در اكثر مطالب- چنانك بعد از اين معلوم شود- اين است مواضع اثبات و ابطال مطلق- و اين مواضع در اعراض نافع بود چنانك گفتيم- و از مواضع خاص باعراض يكى آنست كه- اگر محمول جنس يا فصل يا خاصه بود عرض نبود- و اين موضع علمى بود ابطال را- و اگر اثبات خواهند كرد ابطال هر سه بهم بايد كرد- و بعد از تسليم وجود تواند بود- و ديگر آنك عرض را اصلى بود كه- عارض موضوع بود و مقول نبود بر او بمواطات- و عرض از او مشتق بود- و اين ابطال را شايد تنها- چه فصل و خاصه نيز همچنين بود- و ديگر آنك عرض و معروض يكى نبود- و هم ابطال تنها را شايد
فصل دويم در مواضع اولى و آثر
اصل باب ترجيح يك چيز است از دو چيز- كه بوجهى از وجوه ميان ايشان مشاركتى باشد- و لفظهائى كه در اين باب متداول است آثر است- و افضل و اولى و اكثر و ازيد و اشد و اشرف و اقدم- و آنچه جارى مجراى اين الفاظ باشد- و مقابلات هر يكى باشد- و معانى بيشتر از اين الفاظ ظاهر است- و مهمتر تفسير آثر و افضل و اولى است- كه مدار اين مباحث بر آنست- پس گوئيم معنى آثر گزيدهتر بود يعنى بايثار اولى- و اين معنى اگر چه بظاهر خاص بخلقيات مىنمايد- اما بحسب تحقيق نظر- در آثر به نظر در اولى و ازيد متعلق باشد- پس بغير خلقيات نيز سرايت كند- و فرق است ميان آثر و افضل- چه علم از لباس هميشه فاضلتر- اما برهنه را گاه بود كه جامه بايثار اولى بود- و افضل بچند معنى بكار دارند- ا آنچه مشارك