اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٢٩
از آن عامتر- معلوم شود كه ذو رجلين علت اين اوصاف نيست- پس بمعاونت نظر در قواعد طبيعى معلوم شود- كه وجود قرن علت عدم سن است- بسبب صرف ماده در قرن و عدم سن علت احتياج است بگوش- تا تلافى قصورى كه بسبب نقصان مضغ افتد- به كرش صورت بندد- و همچنين از قسمت نباتيات- باجزاء و اعتبار احوال اقسام معلوم شود كه- وجود عرض ورق و انتشار آن در درختان- مانند انگور و انجير متساوى باشد- پس معلوم شود كه رطوبتى كه سبب تماسك اجزاء بود- بسبب عرض ورق در معرض تلاشى باشد- و باين وجه عرض سبب انتشار بوده باشد- و امثال اين علل در براهين و حدود واقع باشد- و از آن انتفاع بود- و احتياط در آنك ملزوم هر لازمى بالذات چيست واجب باشد- تا بجاى ملزوم امرى عامتر يا خاصتر وضع نكنند- كه اخذ ما بالعرض مكان ما بالذات لازم آيد- و حكم منتقض شود- و ببايد دانست كه- مسائل بسيار در علمهاى معادن و نبات و حيوان- از اين نوع قسمت مستفاد بود- و حدود بسيار چيزها بمعرفت آن معلوم شود- و ليكن فائده قسمت كلى بجزويات در حدود بيشتر بود- و فائده قسمت كل باجزاء در براهين و اقيسه بيشتر
فصل هفتم در بيان حال حصول
در اقتناص حدود بعد از معرفت اجناس عاليه- هيچ بحث مهمتر از استكشاف حال فصول نباشد- چه اجناس و انواع متوسط و سافل بل حدود حقيقى- از تركيب جنس عالى با فصول مترتب حاصل شود- چنانك گفتهايم- و فصول را اوصاف و شرايط بسيار شمردهاند- اما اكثر آن شرايط مشترك است- ميان فصول و بعض خواص و اعراض ذاتى- و آنچه از آن جمله مقوم فصل است- كه فصل برعايت آن شرط فصل باشد يك شرط است- و آنچه مقتضى كمال فصل است- كه فصل برعايت آن شرط قريب باشد يك شرط ديگر- و ديگر شرايط هر چند