اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٢٧
قسمت حيوان بزيد و عمرو- و يا قسمت نوع چنانك قسمت انسان باين اقسام- و قسمت عارض بمعروضات- قسمت صنف بود بمعروضات جنسى- مانند كاين و فاسد بمعدن و نبات و حيوان- يا بمعروضات نوعى مانند قسمت طاير بعقاب و غراب- يا بمعروضات شخصى مانند قسمت عربى بزيد و عمرو- و قسمت عوارض بعوارض قسمت اصناف بود باصناف- مانند قسمت مرغ بانچه گوشت خورند- و آنچه دانه چينند و آنچه گياه خورد- و در اين موضع جز از قسمت بفصول ذاتى اولى انتفاع نبود- و معرفت حال اين فصول در فصلى مفرد ايراد كنيم- و چون ذاتى اعم يعنى جنس عالى بگيرند- و قسمت كنند بفصول ذاتى اولى- و همچنان قسمت مىكنند- تا رسيدن بانواع سافل- كه اختلاف در آن جز باشخاص نبود- جملگى فصول بر ترتيب معلوم شود در طول- و اگر در ميانه فصلى غير اولى باشد لا محاله طفره افتد- چنانك اگر كسى قسمت جسم ذو نفس كند بناطق و صهال- فصل حيوان در ميان فرو گذاشته باشد- يا اگر قسمت حيوان كند بمتصل الجناح و منفصل الجناح- اعتبار طاير فرو گذاشته باشد- و اول قسمت جسم ذو نفس بحساس و غير حساس- و قسمت حيوان بطاير و غير طاير بايد كرد- و بعد از آن اين قسمت- و بعد از آن در هر مرتبه نگاه كنند- تا اگر جنس را بچند فصل متساوى در رتبت قسمت ممكن بود- بحسب اعتبارات مختلف- مانند قسمت جسم ذو نفس بحساس و غير حساس باعتبارى- و بمتحرك بارادت و غير متحرك باعتبارى ديگر- آن فصول را نيز در عرض اعتبار كنند باين هر دو نوع قسمت- لا محاله تمامى ذاتيات را استحضار كرده باشند- و قسمت افادت سه چيز كرده باشد- ا ترتيب فصول ذاتى مختلف بعموم و خصوص در طول- چنانك قابل ابعاد- پس ذو نفس پس حساس و متحرك پس ناطق- ب حد هر جنسى كه در اين ترتيب افتد- چه از تركيب هر فصلى با جنس عالى- بعد از فصلى ديگر جنسى ديگر حاصل آيد- ج احاطت به همه ذاتيات در