اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣
مقدمه-
محرر كتاب گويد- بعد از حمد و شكر خداى جل جلاله- بر نعم و ايادى نامتناهى- كه وصولش بهر يكى از بندگان متواتر و متوالى است- و صلوات و تحيات بر بندگان شايسته او- از انبياء و اولياء- على الخصوص بر محمد مصطفى و آلش عليهم الصلاة و السلام- در تحرير اين مجموع شروع كرده آمد- بر عزم آنك طرفى صالح- از آنچه از اهل علم منطق- در اين فن استفاده كرده است- يا بحسب قواعد و اصول اين صناعت استنباط نموده- بر وجهى كه او را روشن شده است ايراد كند- و از ابطال مذاهب باطل در هر بابى كه مؤدى باشد- باطناب بقدر امكان احتراز كند- و اگر در بعضى مواضع- بذكر مذهبى فاسد احتياج باشد- به اشارتى موجز اقتصار كند- و آنچه تصرف را در آن مجال نباشد- بر وجه مذكور در كتب اهل صناعت نقل كند- تا كتاب ناقص نباشد- و چون اين علم بنسبت با ديگر علوم خاصه اقسام حكمت- بمثابت قاعده و بنياد است- اين مجموع را باساس الاقتباس موسوم كرد- توقع بكرم كسانى كه اين كتاب به نظر ايشان بگذرد- آنست كه دعاى خير دريغ ندارند- و در اصلاح خللهائى كه قابل اصلاح بود مضايقه نكنند- و الله الموفق و المعين-.
ابتداى سخن در منطق
- هر علمى و ادراكى كه باشد- چون آن را اعتبار كنند از دو حال خالى نباشد- يا مجرد يابند از حكم چه باثبات و چه بنفى- و آن را تصور خوانند- يا مقارن حكم يابند باثبات يا نفى- و آن را تصديق خوانند- مثال تصور حيوان ناطق- و مثال تصديق اين حيوان ناطق است- يا اين حيوان ناطق