اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٩
هر دو- بيانش برد صغرى بود با متصله- از نقيض اصغر و عين اوسط- يا با كبرى يا لازم او از شكل اول اين نتيجه حاصل آيد- مثالش اين عدد فرد است يا زوج- و هر گاه كه اين عدد زوج بود منقسم شود بدو متساوى- پس هر گاه كه اين عدد فرد نبود منقسم بود بدو متساوى- چه اين متصله- كه هر گاه كه اين عدد فرد نبود زوج بود لازم صغرى است- و در كبرى سالبه گوئيم و هرگز چنين نبود- كه اگر اين عدد زوج بود منقسم نبود بدو متساوى- و لازمش همان كبرى موجبه است پس نتيجه همان بود- و صغرى مانع جمع حقيقى يا غير حقيقى كلى يا جزوى- با كبرى لزومى كلى يا جزوى- متصله موجبه جزوى نتيجه دهد- و بيانش برد صغرى بود با متصله از عين اوسط و نقيض اصغر- تا با موجبه كلى يا جزوى كه كبرى با لازمش باشد- از شكل سيم متصلات اين نتيجه حاصل آيد- و بحسب اين بيان انتاج شانزده ضرب از لزوميات معلوم شود- و در دو ضرب- كه صغرى مانع خلو كلى بود و كبرى جزوى منتج نباشد- اما در موجبه بسبب آنك گوئيم- دايما اين آحاد يا زوج نيست يا عدد است- و گاه بود كه چون عدد بود زوج الزوج بود- و گاه بود كه چون عدد بود فرد بود- چه در صورت اول سلب كلى حق بود- و در صورت دوم ايجاب كلى و سالبه بر اين قياس- و شش ضرب باقى كه از دو جزوى بود هم عقيم بود- و حال باقى اختلاطات هم چنانك گفته آمد-
نوع چهارم متصله هم كبرى و اشتراك در تالى
- چون صغرى مانع جمع بود- حقيقى يا غير حقيقى كلى يا جزوى- و كبرى موجبه كلى نتيجه متصله ايجابى آيد- از عين اصغر و نقيض اكبر