اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤٩
استقبالى ممكن اخص بود- و ليكن بقيد استقبال-.
و بعضى متاخران گفتهاند- ممكن خاص بود باعتبار استقبال و آن تساهل است- چه وقتى و عرفى خاص و مشروط اخص و امثال آن- باعتبار استقبال در ممكن خاص بهمين اعتبار داخل بود- و در تحت ممكن استقبالى نيايد- چه طرف حكم در آن جهات متعين باشد- از جهت ضرورتى كه مقتضى حكم بود- و ممكن اخص در ممكن خاص داخل بود- و ممكن خاص در ممكن عام-.
و ببايد دانست كه- مباينت اقسام مطلق اخص بل مباينت مطلق اخص- و ممكن اخص مباينتى اعتبارى است- نه مباينتى ذاتى فى نفس الامر- چه ممكن بود كه- يك محمول يك موضوع را باعتبارى مثلا وقتى بود- و باعتبارى ديگر مشروط بمحمول- و باعتبارى ديگر ممكن اخص چنانك خسوف قمر را- كه باعتبار وجود در وقت مقاطرت زمين و آفتاب وقتى بود- و باعتبار وجود تنهائى بىملاحظت وقت مشروط بمحمول- و باعتبار ماهيت بىملاحظت وجود ممكن اخص- و مباينت ضرورى و ممكن با دائم و لا دائم نه چنين بود- چه يك محمول يك موضوع را- بهر دو جهت حاصل نتواند بود- و ما جهات را در سه لوح وضع كرديم- يكى ذاتى بسيط و ديگر وصفى بسيط و سيوم مركب- تا عموم و خصوص و اشتمال و مباينت بعضى- با بعضى در نظر آيد و ضبطش آسان بود- و لوحها اين است