اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٤
لوح شخصيات:
موجبه محصله، زيد دانا است:
صادق بود در صورت اول كه موصوف است باشرف متقابلين و كاذب در پنج صورت باقى سالبه محصله، زيد دانا نيست:
كاذب بود در صورت اول كه موضوع موصوف بود باشرف المتقابلين و صادق در پنج صورت باقى سالبه معدوله، زيد نادان نيست:
صادق بود در دو صورت اول و ششم و كاذب در چهار صورت باقى موجبه معدوله، زيد نادانست:
كاذب بود در دو صورت اول و ششم و صادق در چهار باقى سالبه عدميه، زيد جاهل نيست:
كاذب بود در صورت دوم تنها كه موصوف باخس المتقابلين بود و صادق در پنج صورت باقى موجبه عدميه، زيد جاهل است:
صادق بود در صورت دويم تنها كه موصوف باخس المتقابلين بود، و كاذب در پنج صورت باقى بجهل جهل مركب مىخواهيم كه مقابل علم است- نه جهل البسيط كه عدم علم بود- و چون موجبه محصله و سالبه معدوليه- و سالبه عدميه را كه- برابر يكديگر نهادهايم در طول- و بمعنى به يكديگر نزديكند اعتبار كنيم- موجبه محصله در يك صورت صادق است- و سالبه معدوليه در همان صورت و در صورت ششم- و سالبه عدميه در همان دو صورت- و در سه صورت ديگر معلوم شود- كه موجبه محصله خاصتر است از سالبه معدوليه- و سالبه معدوليه از سالبه عدميه- و از وضع خاص وضع عام لازم آيد- و لازم هر عامى لازم خاصى باشد و منعكس نشود- پس سالبه عدميه لازم سالبه معدوليه بود- و او لازم موجبه