اساس الاقتباس - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٣
چون فاتر ميان حار و بارد- و مختلط العدل و الجور ميان عادل و جاير- و محتمل ميان صادق و كاذب يا نبود- اين حالت محمول است- و اما موضوع يا وجودى بود يا عدمى- اگر وجودى بود يا موصوف بود به يكى از دو متقابل و متوسط- كه اعتبار حمل ايشان كردهايم يا نبود- و اگر نبود يا وجود هر دو در او بقوت بود يا نبود- پس اين اقسام- بحسب حصر عقلى شش است بدين ترتيب- ا آنك موضوع موصوف بود- با شرف متقابلين چنانك زيد عادل است- ب آنك موضوع موصوف بود باخس متقابلين- چنانك زيد جاير است- ج آنك موصوف بود بمتوسط- چنانك آب فاتر است- د آنك موصوف نبود بهيچ كدام- اما همه در او بقوت بود- مانند كودك خرد- كه عدالت و جور و اختلاط هر سه در او بقوت بود- يا بچه سگ كه هنوز چشم باز نكرده بود- و بينائى و نابينائى در او بقوت بود- ه آنك هيچ كدام در او موجود نبود- و بقوت نيز نبود چنانك عدل و جور فرس را- و بينائى و نابينائى ديوار را- و آنك موضوع- نه موجود بود و نه در حكم موجود- و ايجاب بر او ممكن نبود- پس لوحى بنهيم- مشتمل بر اين شش قضيه مذكوره در شخصيات بدين گونه-