دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - فصل سوم ايثار شگفت در شب هجرت
كلثوم بن هِدم كه اقامتگاه پيامبر ٦ بود اقامت كردم.
١٣٠. الأمالى، طوسى به نقل از مجاهد: عايشه به پدرش و بودن او با پيامبر خدا در غار باليد. پس عبد اللّه بن شدّاد بن هاد گفت: تو كجا و على بن ابى طالب ٧ كجا، آنگاه كه در جاى پيامبر ٦ خوابيد، در حالى كه كشته شدنش را مىديد؟! ديگر عايشه ساكت ماند و پاسخى نداشت.
١٣١. الطبقات الكبرى به نقل از محمّد بن عمارة بن خزيمة بن ثابت: على ٧ در نيمه ربيع الأوّل وارد شد و پيامبر ٦ هنوز از قُبا نرفته بود.
١٣٢. الأمالى، طوسى به نقل از امّ هانى دختر ابو طالب: چون خداوند متعال، پيامبرش را به هجرتْ فرمان داد و او على ٧ را در بسترش خوابانْد و با بالاپوش حَضرَمىاش او را پوشاند، بيرون آمد و ديد كه جنگاوران قريش بر در خانهاش نشستهاند. پس مشتى خاك برداشت و بر سرِ آنان پاشيد و هيچ يك از آنان متوجّه وى نشدند و به خانه من درآمد.
و چون صبح شد، به من روى كرد و گفت: «اى امّ هانى! مژده ده كه اين جبرئيل ٧ به من خبر مىدهد كه خداوند عز و جل على را از دست دشمنانش نجات دادهاست».
پيامبر خدا، صبحدم به غار ثور رفت و سه روز در آنجا بود تا جستجوگران، دست [از تعقيب] برداشتند. سپس در پىِ على ٧ فرستاد و به او فرمان داد تا كارهايش را انجام دهد و امانتهايش را به صاحبان آنها برگردانَد.
ر. ك: ج ٩، ص ٤٨١ (كمال از خود گذشتگى).