دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - ب اسماء دختر عميس خثعمى
او از راويان حديث و از كسانى است كه حديث «ردّ الشمس» را نقل كردهاند.[١]
٩٦. تهذيب الكمال در شرح حال اسماء بنت عميس: ابتدا همسر جعفر بن ابى طالب بود و با او به سرزمين حبشه هجرت كرد. وقتى جعفر در جنگ موته شهيد شد، ابو بكر با او ازدواج كرد و چون او مُرد، على بن ابى طالب ٧ با وى ازدواج كرد. اسماء براى جعفر، عبد اللّه، عون و محمّد را به دنيا آورد، و براى ابو بكر، محمّد را در حجّة الوداع، و براى على ٧، يحيى را. پس اينان، برادران ناتنى و مادرى هم هستند.
٩٧. صحيح البخارى به نقل از ابو موسى: اسماء بنت عميس كه از همراهان ما و از مهاجرانى بود كه به سوى نجاشى هجرت كرده بودند، براى ديدار حَفصه، همسر پيامبر ٦ به نزد او رفت. عمر در حالى كه اسماء نزد حفصه بود، وارد شد و چون اسماء را ديد، پرسيد: اين كيست؟
حفصه گفت: اسماء بنت عميس است.
عمر گفت: اين به حبشه رفته است؟ اين از دريا گذشته است؟
اسماء گفت: آرى.
عمر گفت: ما در هجرت از شما پيشى گرفتيم. پس، از شما به پيامبر خدا سزاوارتريم.
اسماء، خشمناك شد و گفت: به خدا سوگند كه چنين نيست! شما با پيامبر خدا بوديد، گرسنهتان را سير و نابخردتان را موعظه مىكرد، حال آن كه ما در خانه (يا سرزمينى) دور و پُر از دشمن در حبشه بوديم و اين به خاطر خدا و به خاطر پيامبر خدا بود و به خدا سوگند، چيزى نمىخورم و نمىآشامم تا آنچه را گفتى، به پيامبر خدا بگويم. ما بوديم كه آزار مىشديم و مىترسيديم؛ و اين را براى پيامبر خدا باز مىگويم و از او مىپرسم و به خدا سوگند، نه دروغ مىگويم و نه تحريفش مىكنم و نه بر آن مىافزايم.
[١] ر. ك: ج ١٢، ص ١٣( بازگشت خورشيد در عهد پيامبر).