دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ٣/ ١ ازدواج با فاطمه دختر پيامبر
«اى على! راست گفتى و برتر از چيزهايى هستى كه مىگويى».
من گفتم: اى پيامبر خدا! فاطمه را به ازدواج من در مىآورى؟
فرمود: «اى على! مردانى او را پيش از تو خواستگارى كردند. به فاطمه گفتم؛ ولى در چهرهاش كراهت ديدم؛ امّا منتظر باش تا به نزدت باز گردم».
پيامبرخدا، نزد فاطمه ٣ رفت. فاطمه ٣ از جا برخاست و رداى پدر را گرفت و كفشهايش را درآورد و آبْ دست برايش آورد و دست و پاى او را شُست و سپس نشست.
پس پيامبر خدا به او فرمود: «اى فاطمه!».
پاسخ داد: بلى، چه مىخواهى، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «على بن ابى طالب، كسى است كه خويشاوندى و فضيلت و اسلامش را مىشناسى و من از خدا خواستهام كه تو را به ازدواج بهترينِ آفريدگانش و محبوبترينِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى كرده است. چه نظرى دارى؟».
فاطمه ٣ ساكت ماند و صورتش را برنگردانْد و پيامبر خدا، كراهتى در چهرهاش نديد. پس برخاست، در حالى كه مىگفت: «اللّه اكبر! سكوت او [نشانه] رضايت اوست».
پس جبرئيل ٧ نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور كه خداوند، اين دو را براى هم پسنديده است.
٨٣. الكافى به نقل از سعيد بن مسيّب: به على بن حسين ٨ گفتم: چه هنگام پيامبر خدا، فاطمه ٣ را به ازدواج على ٧ درآورد؟
فرمود: «در مدينه، يكسال پس از هجرت، و فاطمه ٣ در آن زمان، نُه ساله بود».
٨٤. تاريخ اليعقوبى در ذكر ازدواج فاطمه ٣: پيامبر خدا، دو ماه پس از ورودش [به مدينه] فاطمه ٣ را به ازدواج على ٧ درآورد، در حالى كه گروهى از مهاجران، او را از پيامبر خدا خواستگارى كرده بودند. پس چون پيامبر ٦ او را به ازدواج على ٧ درآورد، خُردهگيرى كردند. پيامبر خدا فرمود: «من او را به ازدواج على در نياوردم، بلكه خداوند درآورد».
٨٥. الأمالى، طوسى: روايت شده كه امير مؤمنان، فاطمه ٣ را شانزده روز پس از وفات خواهرش رقيّه، همسر عثمان، به خانه بُرد و اين، پس از بازگشت از جنگ بدر و