دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢٣ - ١/ ٦ ٧ وصايت امام على در ادبيات صدر اسلام
و به خاطر وصى، وقعى به خشم كسى نمىنهيم
و انصار، جدّى ايستادهاند، نه از سرِ شوخى.
اين، على و پور عبد المطّلب است.
امروز او را بر ضدّ دروغگويان، يارى مىدهيم.
آن كه خواهان تجاوز باشد، بدترين چيز را به چنگ آورَد.
حُجر بن عَدىّ كِنْدى، در همان جنگ سرود:
پروردگارا! على را براى ما به سلامت دار!
آن مباركِ پيشْرو را براى ما به سلامت دار!
[آن] با ايمان يكتاپرست پرهيزگار
و نه سبكرأى و گمراه را؛
بلكه آن رهنما و بختْيار و رهيافته را!
پروردگار من! او را حفظ فرما و [با اين كار،] پيامبر را نيز؛
او كه دوستى براى پيامبر بود
و سپس پيامبر براى وصايت پس ازخود، او را پسنديد!
نيز خُزَيمة بن ثابت انصارى (مشهور به ذو شهادتين) كه از مجاهدان حاضر در نبرد بَدر بود، در جنگ جَمل سرود:
در هنگامه جنگ، ميان ياران ما
و دشمنان، جز نيزه حاكم نيست.
جز كوبيده شدن سپرها با شمشيرهاى سپيد
آن گاه كه نيزههاى سخت در هم فرو مىروند.
پس اى على! فرابخوان جنگاوران را كه اجابت مىشوى
و در اوس و خزرج، ترسويى نيست.
اى وصىّ پيامبر! جنگ، دشمنان را
فرارى داده و به سان زنان كوچنده آوارهشان كرده است.
همه كارها برايت به سامان آمده است
جز شام كه در آن نيز نشانههاى خضوع به چشم مىخورد.
آنچه از ما ديدند، آنان را بس است و نيز براى تو
اين گونه هستيم، هر جا كه باشيم و باشند.
خُزَيمه در جنگ جمل، سروده ديگرى نيز دارد: