دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ١/ ٢ پدر
ابوطالب، حقّى بس بزرگ بر اسلام و مسلمانان در آن روزگار غربت دين دارد. آن بزرگوار، پس از خروج از شِعب ابوطالب، زندگى را بدرود گفت. با مرگ او و خديجه ٣، پيامبر خدا، دو تن از حاميان استوار، صديق و فداكارش را از دست داد و پس از آن، شكنجه و آزار مؤمنان به دست قريش، فزونى يافت.
٥. كمال الدين به نقل از اصبغ بن نباته: شنيدم اميرمؤمنان كه درودهاى خداوند بر او باد مىفرمايد: «به خدا سوگند، نه پدرم و نه جدّم عبد المطّلب، و نه هاشم و نه عبدمناف، هرگز بتى را نپرستيدند».
به ايشان گفته شد: پس چه مىپرستيدند؟
فرمود: «به سوى كعبه و بر دين ابراهيم، نماز مىگزاردند و چنگزننده به آن بودند».
٦. امام صادق ٧: ابوطالب، اظهار كفر مىكرد و در نهان، ايمان داشت. پس چون وفاتش در رسيد، خداى عز و جل به پيامبر ٦ وحى كرد: «از مكّه خارج شو كه در آنجا ياورى ندارى». پس به مدينه هجرت كرد.
٧. امام صادق ٧: اميرمؤمنان، خوش مىداشت كه شعر ابوطالب خوانده شود و جمعآورى گردد و فرمود: «آن را ياد بگيريد و به فرزندانتان بياموزيد، كه او بر دين خدا بود و در شعرش دانشى است فراوان».
٨. شرح نهج البلاغه: هركس علوم سيره را خوانده باشد، مىداند كه اگر ابوطالب نبود، هيچ نامى از اسلام نبود.
٩. إيمان أبى طالب به نقل از على بن محمّد صوفى علوى عُمَرى: ابو عبد اللّه