دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٩ - ١/ ١ هر پيامبرى وصىاى دارد
٣٢٠. پيامبر خدا ٦: خداوند متعال، ١٢٤ هزار پيامبر داشت كه من سَرور و برترين و گرامىترين آنان نزد خداوند عز و جل هستم و هر پيامبرى وصىاى دارد كه به امر خداوند كه يادش بلند باد! او را وصى قرار مىدهد و وصىّ من، على بن ابى طالب، سرور و برتر و گرامىترين اوصيا نزد خداوند عز و جل است.
٣٢١. إثبات الوصيّة در خبر دعوت پيامبر ٦ از بنىهاشم: روايت شده است كه او آنان را بار دوم دعوت نمود، آنان را اطعام كرد و از يك كاسه بزرگ شير به آنان نوشاند تا همه سيراب شدند. سپس به آنان فرمود: «اى خاندان عبد المطّلب! از من فرمان بَريد تا حكمران و فرمانرواى زمين شويد. خداى عز و جل هيچ پيامبرى را برنينگيخت، جز آن كه براى او وصى، برادر و وزيرى (دستْيارى) قرار داد. حال، كدام يك از شما برادر، وصى، وزير و ادا كننده بدهىهاى من مىشود؟».
آنان از پذيرش اين سخن، خوددارى كردند و گفتند: چه كسى تاب و توانش مانند توست؟
امير مؤمنان كه سنّش از همه آنان كمتر بود، در حضور پيامبر ٦ برخاست و به ايشان گفت: من [مىپذيرم]، اى پيامبر خدا!
پيامبر ٦ به او فرمود: «به جانم سوگند كه تو آنچه را مىگويم، مىپذيرى و دعوتم را اجابت مىكنى».
از اينرو، وصى، برادر و وارث پيامبر ٦ اوست، نه ديگران.