دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٧ - ١ نزول دو آيه(اكمال و ابلاغ)
خواهد آمد؛ امّا تأكيد داريم كه آنها نيز آهنگى بس فراتر و مقصودى بس عظيمتر از دوستى صورى و عادى دارند.
با اين كه بارها بر دوستى على ٧ تأكيد و تصريح شده بود، چه نيازى به اين همه رنج بردن و سختى ديدن مردمان بود كه بمانند و حرارت بچشند تا بشنوند كه: «على را دوست بداريد»؟
اين همه، نشانگر آن است كه پيامبر خدا از آن كلام، پيامى فراتر، سخنى نقشآفرينتر و مقصودى فرازمندتر داشت و به همين دليل نيز آن صحنه بهيادماندنى را به امر الهى سامان داد و يك بار ديگر، ولى گوياتر، فراموشناشدنىتر و بر جانها جايگيرتر، پيامش را فرياد كرد. آيا هيچ خِردى از آن همه تمهيد و تأكيد، جز اين مىفهمد و هيچ خِردى، آن توجيه ناموجّه را برمىتابد؟!
«إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ.[١]
بىگمان، در آن براى كسى كه صاحبْدل باشد يا گوش شنوا داشته و شاهد باشد، پند است».
ب قرائن موجود در خود واقعه
١. نزول دو آيه (اكمال و ابلاغ)
بىگمان، آيات ٣ و ٦٧ از سوره مائده در جريان غدير و پس از آن كه پيامبر خدا على ٧ را فراز آورد و نيز پيش از سامانيافتن آن مراسم شكوهمند، براى تأكيد بر ابلاغِ حق در مشهد و منظر هزاران انسان و پس از بيان جمله: «هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست» نازل شده است.
گزارشها و نقلهاى اين حقيقت، بدان سان انبوه است كه جاى هيچ ترديدى را
[١] ق، آيه ٣٧.