دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - فصل هشتم تلاش سرنوشتساز در جنگ خيبر
گرفت و به جواهر ارواح ملكوتى همانند شد و انوار عالم قدس و عظمت در او درخشيد. پس ناگزير، چنان قدرتى براى او حاصل آمد و بر كارهايى قادر شد كه كسى جز او قدرت آن را نداشت.
و نيز چنين است كه هر بندهاى چون بر طاعاتْ مواظبت ورزد، به مقامى مىرسد كه خداوند مىگويد: «من گوش و چشم او هستم».
پس چون نور جلال الهى گوش او شود، نزديك و دور را مىشنود، و چون آن [نور]، نورِ چشم او گردد، نزديك و دور را مىبيند، و چون آن نور، دست او شود، قادر به تصرّف در سخت و نرم، و دور و نزديك مىشود.
٢٢٣. الإرشاد: چون امير مؤمنان، دژ را فتح كرد و مَرحَب را كشت و خداوند، اموال آنان را غنيمت مسلمانان كرد، حسّان بن ثابت، از پيامبر خدا اجازه خواست كه شعرى بسرايد. پيامبر ٦ به او فرمود: «بگو» و او چنين سرود:
و على، چشمْدرد داشت و در پىِ
دوايى براى آن بود و چون درمانگرى نجست.
پيامبر خدا با آب دهانى شفايش داد
پس مبارك باد بهبود يافته و خجسته باد بهبود دهنده!
و فرمود: «امروز، پرچم را به دست دلاورى مىسپارم
كه شجاع است و دوستدار و ياريگر پيامبر.
خدايم را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد
و با او خداوند، دژهاى ناگشوده را مىگشايد».
و به جاى ديگران على را براى پرچمدارى برگزيد
همو كه دستْيار و برادرش خوانْد.
٢٢٤. تذكرة الخواص: احمد [بن حنبل] در كتاب فضائل الصحابة گفته است كه آنان در آن