دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥ - ٥/ ٢ جنگ بنى قريظه
حكم كرد كه مردان آنها كشته شوند، اموالشان مصادره شود و فرزندانشان اسير گردند.
١٨٠. الإرشاد: چون احزاب و گروههاى مشركان پراكنده شدند و از برابر مسلمانان عقب نشينى كردند، پيامبر خدا به قصد بنى قريظه، دست به كار شد و امير مؤمنان على بن ابى طالب ٧ را با سى نفر از خزرجيان به سوى آنان فرستاد و به او فرمود: «بنگر كه آيا بنى قريظه، دژهاى خود را ترك كردهاند؟».
على ٧، چون به نزديك باروهايشان رسيد، از آنان دشنام شنيد. لذا به سوى پيامبر ٦ بازگشت و ايشان را باخبر كرد. پيامبر خدا فرمود: «رهايشان كن كه خداوند، [ما را] بر آنها چيره مىكند. همان كسى كه تو را بر عمرو بن عبدوُد چيره كرد، تنهايت نمىگذارد. پس بِايست تا مردم به گِرد تو جمع شوند و تو را مژده باد به يارى الهى كه خداوند، مرا از يك ماه پيش، با افكندن ترسى [در دل آنان] يارى داده است».
على ٧ مىگويد: مردم به گِرد من جمع شدند و حركت كردم تا به باروهايشان نزديك شدم. يهوديان از بالا نگريستند و چون مرا ديدند، يكى از آنان فرياد كشيد: «قاتل عمرو به سوى شما آمد». و ديگرى گفت: «بىگمان، قاتل عمرو به شما رو آورد» و برخى از آنها اين را به فرياد به يكديگر مىگفتند و خداوند، در دلهايشان ترس انداخت و شنيدم كه رجزخوانى چنين مىخواند:
|
على، عمرو را كشت على، پرنده شكارى را شكار كرد. |
|
على پشت را شكست على، كار را استوار كرد. |
|
على، پرده را دريد. |
پس گفتم: سپاس، خداى را كه اسلام را چيره ساخت و شرك را در هم كوبيد. آن گاه كه قصد بنىقريظه كردم، پيامبر ٦ به من فرمود: «با بركت خدا حركت كن