دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٩ - فصل دوم پرورش
شما موقعيت مرا نزد پيامبر خدا به سبب خويشاوندى نزديك و منزلت ويژهام مىدانيد. به گاه كودكىام مرا در دامنش مىنهاد و به سينهاش مىچسبانْد، و در بستر خويش جايم مىداد، و مرا به تن خويش مىسود، و بوى خوشش را به [مشام] من مىرسانْد، و غذا را مىجويد و لقمه لقمه در دهانم مىنهاد. از من نه سخن دروغى شنيد و نه كار خطايى ديد.
بىترديد، خداوند از همان اوانِ از شير گرفته شدنِ پيامبر ٦، بزرگترين فرشته را از ميان فرشتگانش شب و روز، همراه او ساخت تا راه بزرگوارى و محاسن اخلاقى جهان را بپيمايد و من هماره در پى او بودم، همچون بچّه شتر از شير گرفته شده در پىِ مادرش. هر روز از اخلاق خود، نشانهاى برايم بر پا مىداشت و مرا به پيروىاش وا مىداشت.
او هر سال در غار حرا به خلوت مىنشست كه من، او را مىديدم و كس ديگرى او را نمىديد. در آن روزگار، اسلام به خانهاى راه نيافته بود، جز خانهاى كه پيامبر خدا و خديجه در آن بودند و من، سومين آنان بودم. نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را مىشنيدم.
٦٨. السيرة النبويّة، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق: از جمله نعمتهايى كه خداوند به على بن ابىطالب ٧ داد، آن بود كه پيش از اسلام، تحت سرپرستى پيامبر خدا بود.
٦٩. شرح نهج البلاغة به نقل از فضل بن عبّاس: از پدرم پرسيدم: كدام يك از پسران پيامبر خدا نزدش عزيزتر بودند؟
گفت: على بن ابى طالب.
گفتم: از تو درباره پسرانش پرسيدم!