دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧ - فصل دوم پرورش
پس پيامبر خدا فرمود: «من كسى را برگزيدم كه خدا برايم برگزيد: على را».
٦٦. المستدرك على الصحيحين به نقل از مجاهد بن جبر ابو حجّاج: از نعمتهاى خداوند بر على بن ابى طالب ٧، چيزى بود كه خدا برايش پيش آورد و حالت نيكويى بود كه او برايش اراده كرد.
قريش به قحطى شديدى دچار شدند و ابو طالب، نانخورهاى فراوانى داشت. پس پيامبر خدا به عمويش عبّاس كه از توانگران بنىهاشم بود، فرمود: «اى ابو الفضل! برادرت ابو طالب، عيالوار است و مىبينى كه از اين قحطى چه به مردم رسيده است. پس بيا تا عائله ابو طالب را سبُك كنيم. من يكى از پسرانش را مىگيرم و تو نيز يكى را و سرپرستىشان را به عهده مىگيريم».
عبّاس، موافقت كرد. برخاستند و به نزد ابو طالب آمدند و گفتند: ما مىخواهيم عائلهات را سبك كنيم تا آنگاه كه مردم از اين سختى به درآيند.
ابو طالب به آنها گفت: اگر عقيل را براى من مىنهيد، هركارى كه مىخواهيد، بكنيد.
پس پيامبر خدا، على ٧ را گرفت و با خود برد و عبّاس، جعفر را. پس على ٧ همواره با پيامبر خدا بود تا خداوند، وى را به پيامبرى برانگيخت و على ٧، وى را پيروى و تصديق كرد؛ و عبّاس، جعفر را گرفت و جعفر، همواره با عبّاس بود تا آن كه مسلمان و از او بىنياز شد.
٦٧. امام على ٧ در خطبهاى به نام «قاصعه»: من در كودكى، سران عرب را به خاك افكندهام و سركردگان تيرههاى ربيعه و مُضَر را در هم شكستهام.