اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٦ - «باب سيم» در بيان معنى واحد و توحيد و موحد
است پس باو گفته مىشود كه ما اين را انكار كرديم بجهت آنكه كسى كه گمان كند كه پروردگارش يك خدا و يك چيز است بعد از آن موصوف ديگرى را با او ثابت گرداند با صفاتش كه بآنها يگانه شده در نزد همه امت و ساير اهل ملتها ثنوى است كه بدو خدا قائل باشد و موحد نيست و مشركى است كه خدا را مانند چيزى ميداند و مسلمان نيست و اگر چه گمان كند كه پروردگارش خداى واحد و يك چيز و يك موجود است و چون چنين باشد واجب است كه خداى تبارك و تعالى متوحد باشد بصفاتش كه از جهت آنها كه بالهيت متفرد و بجهت توحدش بآنها بوحدانيت متوحد شده تا آنكه محال باشد كه خداى ديگرى باشد و خدا يكى باشد و اله يكى باشد كه او را شريكى نيست و نه شبيهى زيرا كه آن جناب اگر بآنها متوحد نباشد او را شريك و شبيهى خواهد بود چنان كه بنده چون به اوصافش كه از جهت آنها بنده شده متوحد نشده او را شبيهى باشد و بنده يكى نباشد و هر چند كه هر يك از ما يك بنده باشد و هر گاه چنين باشد پس هر كه او را متوحد بصفاتش شناخت و بآنچه آن را شناخته اقرار نمود و اين را اعتقاد كرد موحد و بتوحيد پروردگارش عارف باشد و اوصافى كه خداى عز و جل بآنها يگانه و بجهت تفردش بآنها به پروردگاريش متوجه شده همان اوصافى است كه هر يك از آنها اقتضاء ميكند كه كسى كه موصوف بآنها باشد نباشد مگر يكى كه غيرش با او در آن شركت نكند و غير از او كسى بآن وصف نشود و اين اوصاف مثل آنكه ما او را وصف كنيم باينكه يك موجود است كه درست نيست كه در چيزى حلول كرده باشد و روا نباشد كه چيزى در او حلول كند و نيستى و فناء و زوال بر او روا نيست و وصف به اين را استحقاق دارد زيرا كه او اول اولها و آخر آخرها است و توانائى است كه آنچه خواهد ميكند و ناتوانى و درماندگى بر او جايز نيست و وصف باين را استحقاق دارد زيرا كه او از همه توانايان تواناتر است و از همه غالبان غالبتر و دانائيست كه چيزى بر او پنهان نيست و چيزى از او دور نميشود و نادانى و سهو و شك و فراموشى بر او جائز نباشد و وصف باين را استحقاق دارد بواسطه آنكه از همه دانايان داناتر است و زندهاى است كه مردن و خواب بر او روا نباشد و نعفى بسوى او بر نگردد و ضررى باو نرسد و وصف باين را استحقاق دارد