اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٧ - «باب چهل و دويم» در اثبات حدوث عالم
قدرتش موجى را كه برابرى ميكند با چشم بر هم زدن روح كه باز داشته شده پس واگذار صاحب بحث در دين را كه در اندرون آن در رونده است بحقيقت كه مباشرت كرده شك در آن انديشه را كه آفت رسيده است و مصاحب كن با صاحب استوارى كه حبيب يا محبوب است از براى آقايش و بنوازشها از آقايش محفوف باشد شام كرده رهنماى راه راست در زمين پراكنده و در آسمان نيكو حال در حالتى كه شناخته شده و مشهور است راوى ميگويد كه پس ذعلب بر رو در افتاد و بيهوش شد بعد از آن بهوش باز آمد و عرض كرد كه من اين سخن را نشنيده بودن و بسوى چيزى از اين باز نكردم «مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه در اين خبر لفظى چند است كه حضرت امام رضا ٧ آنها را در خطبهاش ذكر فرموده و اين تصديق قول ما است در شان ائمه : كه علم هر يك از ايشان از پدرش فرا گرفته شده تا آنكه آن پيغمبر ٦ متصل شود.
حديث سبخت يهودى و در قاموس مذكور است كه سبخت بضم سين و باء مشدد لقب ابو عبيده است و اختصاصى كه از سخنش مفهوم مىشود درست نيست بجهت اين حديث و حديثى كه بعد از اين مذكور است.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كردند ما را احمد بن محمد بن عيسى و ابراهيم بن هاشم از حسن بن على از داود بن على يعقوبى از بعضى از اصحاب ما از عبد الاعلى مولاى آل سام از حضرت صادق ٧ كه فرمود جهودى كه او را سخت ميگفتند بخدمت رسول خدا ٦ آمد و عرض كرد كه يا محمد آمدهام كه تو را از پروردگارت سؤال كنم پس اگر مرا جواب دادى از چيزى كه تو را از آن سؤال ميكنم ايمان مىآورم و بپيغمبرت قائل ميشوم و اگر نه بر ميگردم حضرت باو فرمود كه از هر چه خواهى سؤال كن عرض كرد كه پروردگارت در كجا است فرمود كه آن جناب در هر مكانى هست و در چيز معينى از مكان نيست كه محدود باشد عرض كرد كه آن جناب چگونه است فرمود كه چگونه پروردگار خود را وصف كنم بچون و چگونگى و حال آنكه چون و چگونه مخلوق است كه خدا آن را آفريده و خدا