اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
از جسمانيات باشد و بر عرش مملكت خويش مستولى است بدون زوالى كه باو رو اورد و بر خلائق برترى دارد اما بىآنكه ايشان از آن جناب دور باشند يا آن جناب ايشان را سوده و لمس نموده باشد و آن جناب را حدى نيست كه بآن حد و اندازه منتهى شود و به پايان رسد و او را مانند و نظيرى نه تا بماند خويش شناخته شود هر كه از خدايا غير از خدا تجبر كرد و جبروت را بخود بست خوار و بيمقدار گرديد و هر كه غير از آن جناب اظهار بزرگى نمود كوچك شد همه چيز بجهت عظمتش فروتنى نمودند و از براى سلطنت و عزتش طريقه انقياد را پيمودند چشمهائى كه بكرانه مينگرند از دريافتش كلال بهم رسانيدهاند و خيالات خلائق بصفتش نرسيده ايستادهاند آنكه اول و پيش از هر چيزى است و آخر است و بعد از هر چيز و چيزى با او برابرى نميكند و بر همه چيز غالب است بواسطه غلبه و قهرى كه بر وجود و فناى آنها دارد و همه مكانها را مشاهده ميكند يا در آنها مشاهده مىنمايد و در آنها حضور دارد بىآنكه بسوى آنها منتقل شود هيچ صاحب لمسى او را لمس نكند و هيچ حاسه او را در نيابد وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ و اوست آنكه در آسمان خدا است و در زمين خدا است و اوست راستكار و درست كردار در تدبير امر خلائق و دانا به مصالح ايشان محكم ساخته آنچه را كه آفريدنش را خواسته و از همه چيزها و ليكن نه بواسطه مثالى كه پيشى گرفته باشد بسوى آن و بعضى گفتهاند كه مراد از مثال صورت علميه است يعنى خلق فرموده آنچه را كه اراده نمودهاند بصورت علميه زائده كه بسوى مراد پيشى گرفته باشد چه علم آن جناب انفعالى نيست و ماندگى و ملالى بر او داخل نشده در آفريدن آنچه آفريده در نزد خويش و مراد از آن مانند عرش و كرسى است تا بغير اينها چه رسد و احتمال دارد كه مراد جميع آفريدگان باشد و آخر كلام بجهت سجع زياد شده باشد ابتداء فرمود بآنچه ابتداى بآن را اراده نموده و موجود ساخت آنچه ايجاد آن را خواست بر وفق اراده كامله و حكمت بالغه از دو گروه سنگين و عظيم القدر كه جن و انساند تا اينكه بسبب اين آفرينش پروردگارى او را بشناسند و فرمانبردارى او در ايشان جاى گيرد ستايش ميكنم آن جناب را بهمه ستايشها كه يكى از آن بيرون نباشد و بر تمام نعمتهاى