اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٨ - «باب چهارم» در تفسير سوره توحيد يعنى سوره قل هو الله أحد و آن را سوره اخلاص و سوره الصمد و نسبة الرب نيز ميگويند
مصر گفت كه حديث كرد مرا اسماعيل بن عبد الحليل برقى از ابو البخترى وهب بن وهب قرشى از حضرت ابو عبد اللَّه صادق جعفر بن محمد از پدرش حضرت محمد بن على باقر : كه در قول خداى عز و جل قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فرمود قل يعنى اظهار كن آنچه را كه وحى كرديم بسوى تو و تو را بآن خبر داديم بتأليف و تركيب حروفى كه آنها را از برايت خوانديم تا آنكه بآنها راه راست يابد كسى كه گوش را بيندازد و او حاضر باشد و هو يعنى او اسمى است مكنى و سرپوشيده و اشاره شده است بسوى پنهان و هاء تنبيه است از معنى ثابت و او اشاره است بسوى غايب از حواس چنان كه قول تو هذا بمعنى اين اشاره است بسوى حاضر در نزد حواس و بيان اين آنست كه كفار تنبيه كردند از خدايان خود بحرف اشاره حاضرى كه دريافته مىشود و گفتند كه هذه آلهتنا يعنى اينكها خدايان مايند كه محسوس و مدركند بديدها پس تو يا محمد اشاره نما بسوى خداى خود كه بسوى او ميخوانى تا ببينيم او را و او را دريابيم و در او حيران و سرگردان نباشيم پس خداى تبارك و تعالى اين را فرو فرستاد كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ پس هاء تنبيه يا ثابت كردن است از براى ثابت و او اشاره است بسوى غائب از دريافت ديدها و سودن حاسها و خدا از اين برتر است بلكه او دريابنده ديدها و پديد آورنده حاسها است.
حديث كرد مرا پدرم از پدرش از امير المؤمنين ٧ كه فرمود يك شب پيش از جنگ بدر خضر ٧ را در خواب ديدم و باو گفتم كه مرا چيزى تعليم كن كه بآن بر دشمنان نصرت يابم گفت كه بگو
يا هو يا من لا هو الا هو
يعنى اى او اى كسى كه اوئى نيست مگر او و چون صبح كردم اين خواب را بر رسول خدا ٦ قصه كردم بمن فرمود كه يا على اسم اعظم بتو تعليم شده و در روز بدر اين بر زبانم جارى بود و بدرستى كه امير المؤمنين ٧ سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را خواند و چون فارغ شد فرمود كه:
يا هو يا من لا هو الا هو اغفر لى و انصرنى على القوم الكافرين
و ترجمه تتمه كلام بيامرز مرا و يارى كن مرا بر گروه كافران و على ٧ در روز جنگ صفين اين را ميفرمود و حمله ميبرد عمار بن ياسر بآن حضرت ٧ عرض