اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
كه گفت شنيدم از حضرت على بن موسى الرضا ٧ كه ميفرمود هر كه خدا را بآفريدهاش تشبيه كند مشرك است و هر كه او را بجا و مكان وصف كند كافر است و هر كه بسوى او نسبت دهد آنچه را كه از آن نهى فرموده دروغگو است بعد از آن اين آيه را تلاوت فرمود كه إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ يعنى جز اين نيست كه بر ميبافند دروغ را آنان كه نميگروند بآياتها و نشانههاى خدا و آن گروه مفتريان ايشانند دروغگويان.
حديث كرد ما را ابو العباس محمد بن ابراهيم بن اسحق طالقانى «رضى» گفت كه حديث كرد ما را ابو سعيد حسن بن على عددى گفت كه حديث كرد ما را هيثم بن عبد اللَّه رمانى گفت كه حديث كرد ما را حضرت على بن موسى الرضا از پدرش حضرت موسى بن جعفر از پدرش حضرت جعفر بن محمد از پدرش حضرت محمد بن على از پدرش حضرت على بن الحسين از پدرش حسين بن على : كه فرمود امير المؤمنين ٧ در مسجد كوفه از براى مردم خطبه خواند و فرمود كه حمد از براى خدائى است كه نه از چيزى برده و نه از چيزى هستى داده آنچه را كه بوده بواسطه حدوث چيزها بر ازليت خود گواه آورده و بآنچه آنها را بآن نشان كرده از عجز و درماندگى بر قدرتش شاهد گرفته و با آنچه آنها را بسوى آن ناچار ساخته از فناء و نيستى بر دوامش حجت خواسته جايى از او خالى نبوده كه باينيت و كو و كجا بودن دريافته شود و نه او را جثه مثالى است كه بكيفيت و چون و چگونه وصف شود و از چيزى پنهان نشده كه بزمانى بودن دانسته شود و با همه آنچه احداث فرموده در صفات مبانيت و جدائى دارد و بآنچه اختراع فرموده از سخت گردانيدن ذاتها از ادراك سر باز زده و امتناع دارد و بكبرياء و عظمت از همه تصرف حالتها بيرون است تحديد و اندازه گفتنش بر زيركيهاى سوراخكننده كه در فضل و هنر تمام و در آن بر امثال و اقران خود برترى دارند يا چون شتران آب كشند حرام است و مكيف كردنش بر انديشهاى شكافنده كه آزاداند يا بقعر چيزها فرو ميروند ممنوع و تصويرش بر آفرينشهاى شناور كه باب فرو ميروند و حقيقت چيزها را ميدانند محرم است مكانها بجهت عظمتى كه دارد او را فرو نگيرند و مقدارها كه بآنها چيزها را