اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٣ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
بر آن واقع شود آن آفريده خداى عز و جل است و بدان كه هر چه حواس تو را توانگر كنند و آن را بتو دهند معنى است كه دريافته شده از براى حواس است و هر حاسه دلالت ميكند بر آنچه خداى عز و جل در باب دريافتنش از برايش قرار داده و فهميدن بهمه اينها از دلست و بدان كه يگانه كه بىتقدير و تجديد بر پا است آفريده مقدور بتجديد و بتقدير را آفريد و آنچه آفريد دو آفريده بود يكى تقدير و ديگرى مقدر پس در هر يك از اين دو آفريده نه رنگى بود و نه وزن و نه ذوق بعد از آن يكى از آنها را چنان قرار داد كه بآن ديگر دريافته شود و هر دو را دريافته شده بنفسهاى خود قرار داد و چيزى را غير از خود تنهائى كه بخودى خود بر پا باشد نيافريد از براى آنكه چيزى از دلالت را بر نفس خود و اثبات وجودش خواسته و خداى تبارك و تعالى تنهائى است يگانه كه با او دويمى نه كه او را بر پا دارد و نه او را يارى دهد و نه او را بپوشاند و آفريده بعضى از آن بعضى را نگاه ميدارند باذن خدا و خواست او و جز اين نيست كه مردم در اين باب اختلاف كردهاند تا آنكه گمراه و سرگردان شدهاند و در وصف كردن ايشان خدا را بصفت نفسهاى خويش خلاصى از تاريكى بتاريكى جستهاند پس از حق دورى را افزودهاند و اگر خداى عز و جل را بصفاتش وصف ميكردند و آفريدگان را نيز بصفات ايشان وصف ميكردند بفهم و يقين سخن ميگفتند و اختلاف نميكردند و چون از اين امر طلب كردند آنچه را كه در آن سرگردان شدهاند در كار سخت افتادند و مرتكب آنچه نبايد شد شدند وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ يعنى و خدا راه مينمايد هر كه را خواهد بسوى راه راست عمران گفت كه اى سيد من گواهى ميدهم كه او چنان است كه تو وصف كردى و ليكن مرا يك مسأله باقى ماند حضرت فرمود كه از آنچه خواهى سؤال كن گفت تو را سؤال ميكنم از حكيم كه او در چه چيز است و آيا چيزى باو احاطه ميكند و آيا از چيزى بسوى چيز ديگر منتقل مىشود يا با او حاجتى بسوى چيزى هست امام رضا ٧ فرمود كه اى عمران تو را خبر ميدهم پس آنچه را كه از آن سؤال كردى دريافت كن زيرا كه آن از پنهانتر و دور از فهمتر چيزيست كه بر آفريدگان وارد مىشود در باب مسائل ايشان و چنان نيست كه كسى كه عقلش از او فوت شده باشد و حلمش دور و پنهان باشد آن را بفهمد