اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨١ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
كه چگونه بر غير خود آنها دلالت نميكند امام رضا ٧ فرمود كه خداى تبارك و تعالى هرگز از آنها چيزى را جمع نميكند بدون معنى پس هر گاه از آنها چهار حرف يا پنج حرف يا شش حرف يا بيشتر از اين يا كمتر را تاليف و تركيب كند آنها را از براى غير معنى تأليف نكند و نمى باشد مگر از براى معنى محدثى كه پيش از آن هيچ نبوده، عمران گفت پس چگونه ما را معرفت اين ميسر مىشود امام رضا ٧ فرمود كه اما معرفت پس وجه آن و بيانش آنست كه تو حروف را ذكر ميكنى و هر گاه غير خود آنها را از آنها اراده نكنى آنها را تنها ذكر كنى باين طريق كه ا ب ت ث ج ح خ تا بر سر آخر اينها بيائى و همه را ذكر كنى پس از براى اينها معنى را غير از خود اينها نيابى و هر گاه اينها را تأليف كنى و از اينها حرفى چند را فراهم آورى و اينها را از اسم و صفت قرار دهى از براى معنى آنچه طلب نموده و وجه آنچه قصد كرده دليل بر معنيهاى آنها و داعى بسوى موصوف بآنها باشد آيا اين را فهميدى عمران گفت آرى امام رضا ٧ فرمود و بدان كه هيچ صفتى از براى غير موصوف نيست و نه اسمى از براى غير معنى و نه حدى از براى غير محدود و همه صفات و اسماء بر كمال و وجود دلالت دارند و بر احاطه دلالت ندارند چنان كه دلالت دارند بر حدودى كه آنها تربيع و تثليث و تسديس است يعنى چهار سو كردن و سه گوشه كردن و شش گوشه گردانيدن و حمل بر اصطلاح منجمان از نظر ستارگان بىموقع است تتمه كلام امام ٧ زيرا كه خداى جل و تقدس معرفتش بصفات و اسماء دريافته مىشود و دريافته نميشود تحديد و اندازه كردن بطول و عرض و كمى و بسيارى و رنگ و وزن و آنچه باين ماند و چنان نيست كه چيزى از اينها بخداى عز و جل فرود آيد تا آفريدگانش او را بشناسند بشناختن ايشان نفسهاى خويش را بآن ضرورتى كه ما ذكر كرديم و ليكن بر خداى عز و جل بصفاتش دلالت مىشود و بنامهايش دريافته مىشود و بآفريدهاش بر او استدلال مىشود تا آنكه جوينده كه در جستن در گردش است در آن نه بديدن بچشم احتياج داشته باشد و نه بشنيدن بگوش و نه بسودن بكف دست و نه با احاطه كردن بدل پس اگر چنان باشد كه صفات آن جناب جل ثناؤه بر او دلالت نكند و نامهايش بسوى او نخواند و معلمه از